صفحه شخصی مهدی غلامعلی

لحظاتی در ساحل دریای بی کران دانش حدیث....

اشعث بن قیس و نقش وی در شهادت امیر المومنین (ع)



مجموع: ۰

بازدید: ۳۳۴۴

خبر

اشعث بن قیس و نقش وی در شهادت امیر المومنین (ع)

ارسال شده در: 26 خرداد 1396 - 15:20 توسط مهدی غلامعلی

 

اشعث بن قیس و نقش وی در شهادت امیر المومنین (ع)

 

خورشید فروزان حیات امام علی (ع) ، در افق روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در آسمان شهر کوفه به خون نشست و شمشیر مسموم نفاق و کین، فرق انسان عدالت گستری را شکافت که برترین خلق پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. آنان که می خواستند نور خدا را خاموش کنند، نمی دانستند که اراده الهی، بر مانایی علی (ع) تعلق گرفته است و همچنان، کردار و گفتار امیرمؤمنان، چراغ راه حق جویان و یکتاپرستان جهان است.

یکی از کسانی که در مجموعه حکومت امیرالمومنین علی (ع) تاثیر قابل توجهی داشت و به دلایل مختلف کمتر به شخصیت او توجه شده است، اشعث بن قیس کندی است. از این رو، به مناسبت سالروز شهادت مولای متقیان علی علیه السلام و در راستای تبیین شخصیت اشعث بن قیس و تاثیر وی در حکومت حضرت علی (ع) با حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی غلامعلی رئیس مركز آموزش الكترونيكى دانشگاه قرآن و حدیث به گفتگو نشستیم که شما خواندگان عزیز را به خواندن آن دعوت می کنیم.

 

*ریشه همه اغتشاشات اشعث بود

حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی غلامعلی در ابتدا با اشاره به تاثیر خواص در همه نظام ها و حکومت ها اظهار کرد: همانطور که در نظام جمهوری اسلامی ایران شخصیتی همچون شهید بهشتی و شهید مطهری در رشد یا شکل گیری اولیه نظام در کنار رهبری بسیار تاثیر گذار بودند، در مقابل برخی از افراد هم می توانند لطمه جدی وارد کرده و سبب ناکارآمدی نظام شوند و آن نظام را از بین ببرند.

یکی از کسانی که در مجموعه حکومتی امیرالمومنین علی (ع) تاثیر بسزا و قابل توجهی داشت و به دلایل مختلف کمتر به شخصیت او توجه می شود شخصیت اشعث بن قیس است. برای شناخت جایگاه وی ، عبارتی از ابن ابی الحدید را بیان می کنیم؛ ابن ابی الحدید شخصیتی است که در زمینه تاریخ امیرالمومنین علی(ع) بسیار مطالعه و کار کرده و به شرح تاریخی تمام نهج البلاغه پرداخته و در این رابطه سعی بر مطالعه همه ی پشت زمینه ها و بسترها کرده است. ابن ابی الحدید در جلد 2، صفحه 279 شرح خود این عبارت را نقل می کند" كُلُّ فَسادٍ كانَ في خِلافَةِ عَلِيٍّ عليه السلام وكُلُّ اضطِرابٍ حَدَثَ فَأَصلُهُ الأَشعَثُ ؛ هر فساد و اغتشاشی که در خلافت امام علی (ع) به وجود آمده ریشه همه ی این ها اشعث بوده است." اگر کسی تاریخ امیر المومنین(ع) را از ابتدای حکومت حضرت که در مدینه است تا روز شهادت ایشان مورد بررسی قرار دهد متوجه خواهد شد که تحت تاثیر کارهای اشعث است.

رئیس مركز آموزش الكترونيكى دانشگاه قرآن و حدیث  عنوان کرد:  شخصیت اشعث بسیار پرفراز و نشیب است، او در دایره اصحاب حضرت بود و تا روز آخر نیز از این دایره جدا نشد. اشعث بن قیس معدی کرب کندی کنیه اش ابومحمد، از بزرگان یمن و از اصحاب پیامبر(ص) بوده است. در جنگ یرموک حضور داشته و در این جنگ یک چشم خود را از دست می دهد. او شخصیت مرموزی دارد چرا که قبل از آن آنکه پیامبر خدا از دنیا برود به جهت قوت جسمی و جایگاه رفیع قبیله ای قصد راه اندازی حکومت پادشاهی در یمن را داشت اما ناچار می شود که اسلام بیاورد بنابراین مسلمان شده و بعد از فوت پیامبر(ص) هم مرتد می شود. حکم مرتد اعدام است، حتی ابوبکر نیت کشتن او را داشته است اما انجام نمی دهد و بعدها از اینکه او را مجازات ارتداد نکرده ناراحت است. اشعث آنقدر زیرک بود که در همه زمان ها و ادوار خود را به دستگاه خلافت نزدیک می کرد، در زمان خلیف اول با خواهر او ازدواج می کند. او حتی در زمان خلیفه دوم نیز خود را به حکومت نزدیک کرده و در دوران خلافت خلیفه سوم نیز دختر خود را به عقد پسر عثمان درآورده و نور چشمی عثمان می شود که عثمان حکومت آذربایجان و رقم قابل توجهی حقوق مطابق سالانه یکصد هزار درهم را برای او در نظر می گیرد که مبلغ قابل توجهی در آن زمان بوده است.  اشعث در زمان حضرت علی (ع) نیز دخترش را به عقد امام حسن (ع) در می آورد نظر به اینکه اشعث از قبیله یمن است طبیعتا در امر ازدواج باید با هم قبیله های خود وصلت کند اما او بسیار حساب شده عمل می کند و در هر برهه ای  به خاطر نیل به اهداف خود، به حکومت نزدیک تر می شود. وی با اشاره به عزل اشعث توسط امام علی (ع) افزود: هنگامی که حضرت امیر خلافت را به عهده می گیرد یکی از کارهایی که انجام می دهد این است که اشعث را از حکومت آذربایجان عزل می کند، پس از عزل اشعث تصمیم می گیرد که به معاویه بپیوندد اما قبیله اش او را از این کار منع می کنند.. اشعث هم از این کار صرف نظر می کند و به مدینه جایی که حضرت هستند رجوع می کند.

 

*امام علی (ع) اشعث را منافق می خواند

نکته قابل توجه این است که امام علی (ع) از شخصیت اشعث با عنوان منافق یاد می کند. حضرت امیر در خطبه 19 نهج البلاغه می فرماید " مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ حَائِكُ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقُ ابْنُ كَافِرٍ؛ تو چه مي‏فهمي چه چيز به ضرر يا به سود من است نفرين خدا و نفرين كنندگان بر تو باد، دروغ باف پسر دروغ باف، منافق كافر زاده ". این عبارتی است که حضرت امیر در جلسه عمومی و منبر قرار دارد و در حال خواندن خطابه هستند که اشعث به سخنان حضرت اعتراض می کند و حضرت در جواب اعتراض او این عبارت را بیان می کند. کلمه منافق بهترین تصریحی است که ما می توانیم برای این شخص استفاده کنیم. بعد از انقلاب معنای منافق برای ما عوض شده است و به مجاهدین خلق منافق می گوییم در صورتی که این ها منافق نیستند. منافق کسی است که رابطه اش با دشمن مخفی باشد، مجاهدین خلق فقط در زمان اوایل انقلاب که مخفی بودند با عنوان منافق نام گذاری می شدند اما در حال حاضر که این گروه تماما در دل دشمن بوده و بودجه خود را از آن ها تامین می کنند دیگر معنای منافق را ندارند.  در واقع منافق کسی است که در حکومت ما مسئولیت یا نفوذ داشته باشد، کار خود را انجام داده و حرف های مورد قبول دشمن را به زبان بیاورد اما از ظاهر او ارتباطش با دشمن را متوجه نشوید.

عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث با اشاره به نفاق اشعث بیان کرد: در زندگینامه اشعث هیچ نامه، دلیل و موضوع روشنی نداریم که او با معاویه ارتباط داشته باشد و حتی زمانی که معاویه از او دعوت کرده نپذیرفته است اما حرف های او مانند حرف های معاویه است. مساله دیگری که در دوره خلافت امیرالمومنین (ع) به چشم می خورد این است که حضرت بارها به مظلومیت خود اعتراف کرده و در جاهای مختلف فرموده اند که من در زمان خلفای قبلی مظلوم واقع شده ام که در مقابل این سخن امام تنها دو نفر به حضرت اعتراض کرده اند که چرا شما اینقدر به مظلومیت خود پرداخته و این موضوع را تکرار می کنید، وقتی مظلومیتی بوده به این معناست که ظلمی اتفاق افتاده و ظالمی وجود دارد که شما نباید این را تکرار کنید. یکی از این  افراد معاویه است که به صورت کتبی در نامه ای، این موضوع را به حضرت گفته است و دیگری هم اشعث که به صورت شفاهی پای منبر به حضرت می گوید. این رفتار دقیقا همان نفاق است و به تعبیر امام خمینی (ره) نفاق خطری بیشتر از کفر دارد،.چون کافر مواضعش روشن است اما منافق در سپاهت فرمانده است و چون افرادی را به عنوان همراه دارد که از او تبعیت می کنند در جنگ صفین ناچار هستید که جناح راست را به او بسپارید. فرد منافق تا جایی جلو می آید که به نفعش باشد و بتواند از آن استفاده کند و جان خود را به خطر نمی اندازد. مهم ترین حضور اشعث مربوط به جنگ صفین است که با مالک شریعه آب را گرفتند، به غیر از این هیچ کار مهمی انجام نداده است، البته این هم کاری است که به نفع خودشان بوده چرا که لشکر کنده و کسانی که به آنجا آمده بودند بی آب و تشنه می ماندند. اشعث زمینه بسیار خوبی برای نفاق داشت که جناح عمروعاص و معاویه هم این را می دانستند و از این موضوع به بهترین وجه بهره برداری کردند. دشمن معمولا روی یک شخصیت یا یک جریان سرمایه گذاری کرده و سال ها روی او و افکارش هزینه می کند تا در موقعیت مهم و بزنگاه  برای او مفید باشد. اشعث فردی بود که سالیان زیادی در بدنه حکومت امیرالمومنین (ع) بود و در یک موقعیت حساس لطف بزرگی به دشمن کرد که آن موقعیت همان انتخاب حَکَم بود.

 

*آب به آسیاب دشمن ریختن

وی در ادامه گفت: هنگامی که حضرت امیر می خواستند حکم را انتخاب کنند، در یک جلسه عمومی اینطور فرمودند؛ معاویه براى اين كار، عمرو بن عاص را برمی گزيند كه به انديشه و نظرش اطمينان داشته باشد؛ و براى فرد قُرشى، جز شخص همتاى او روا نيست. پس بر شما باد كه عمرو بن عاص را با تيرى چون عبد الله بن عبّاس بزنيد و در ادامه حضرت فضائل عبد الله بن عبّاس را می شمارد. اشعث در پاسخ به این فرمایش مولا می گوید: نه! به خدا سوگند، تا قيامت بر پا شود، نبايد دو تن از مُضَر(نام قبیله است)، در اين بابْ داورى كنند. اكنون كه شامیان مردى را از مُضَر به داورى گزيده اند، تو مردى از يمن برگزين. امام على (ع) فرمود: من بیم دارم که یمنىِ شما فريفته شود؛ در اینجا باید گفت وقتی که می گوید یمنی،  مالک اشتر هم اهل یمن است چرا وقتی حضرت اسم مالک را می برد هم او را هم نمی پذیرد. در واقع او در این بزنگاه جواب هزینه های دشمن را می دهد، دشمن این همه سال برای اشعث هزینه کرده و به او چراغ سبز نشان داده که اگر اشعث در جناح معاویه بود هیچ گاه نمی توانست چنین تاثیر و فایده ای داشته باشد، او در جناح امیرالمومنین(ع) می ایستد تا در یک بزنگاه هدف خود را عملی کند و تاثیر خود را در این اتفاق گذاشت که این از ویژگی های قابل توجه اشعث است.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر غلامعلی با اشاره به اینکه اشعث در تاریخ هیچ مستندی از خود به جا نگذاشته است، تصریح کرد: یکی از ویژگی های اشعث زیرکی اوست که دقت داشته هیچ مستندی در تاریخ باقی نگذارد. البته این هم از خصلت های منافقان است که پنهان کاری داشته باشند اما اگر گفتگوهای حضرت با اشعث را مطرح کنیم مشخص می شود که امیرالمومنین (ع) بر خطر او کاملا واقف بوده است. به عنوان مثال اینکه حضرت در یک جلسه عمومی عنوان منافق را به او اطلاق می کند به این معناست که او آنقدر ایجاد اغتشاش و دودستگی کرده که حضرت او را صراحتا و در جمع منافق می نامد و اشعث بقدری گستاخ است که در مقابل امیرالمومنین (ع) می ایستد. حضرت از کشیدن شمشیر به روی این فرد ناگزیر است چرا که او دست به شمشیر نیست و عمده فعالیت هایش در جهت انحراف جامعه است.

امام علی (ع) در سیره خود و در مقابله با فردی که می خواهد در جامعه انحراف ایجاد کند گاهی با تببین افکار عمومی با او برخورد می کند و دشمن را به دوستانش معرفی می کند، اما زمانی که طرف مقابل با رسانه ای که در اختیار دارد در حال ضربه زدن است حضرت اعلام رسمی می کند چرا که او هم نسبت به حضرت بی احترامی های فراوانی دارد. در بسیاری از نقل ها می بینیم که حضرت خطاب به اشعث خیلی محکم صحبت کرده و قاطعانه پاسخ داده است. یکی دیگر از این موارد مربوط به اوایل جکومت امیرالمومنین (ع) است که اشعث برای برگرداندن بیت المال به امام علی (ع) مقاومت به خرج داده و قصد داشت بیت المال را برای خود نگه دارد که حضرت اینطور می فرمایند" ادا کن اگر ندهی با شمشیر می گیرم". در واقع حضرت می داند که منافق فقط به جان خود حساس است و اشعث نیز از ترس جان خود هر آنچه در اختیار داشته را برمی گرداند و عقب نشینی می کند.

 

*اشعث جریان ساز بود

رئیس مركز آموزش الكترونيكى دانشگاه قرآن و حدیث  در تبیین شخصیت اشعث بن قیس مطرح کرد: با مطالعه تاریخ می بینیم در همان زمانی که ابوموسی اشعری با معاویه توافق می کند نیز اشعث موثر است، به همین خاطر جناح مقابل که مالک اشتر باشد تن به آن مفاد نمی دهد. در نقل تاریخ طبری گفتگوی میان اشعث و دیگر افراد را ثبت و ضبط کرده است و آمده است که در این شرایط مالک اشتر ناراحت است و حتی بعد از نوشتن این عهدنامه وقتی از او می خواهند که آن را مشاهده کند او نمی پذیرد و می گوید اگر در این نامه، نامی از من برای آشتی یا سازش برده شود از این پس دست راستم با من مَباد و دست چپم به کارم نیاید. در واقع به این معنا که اگر نامی از من برده شود من دیگر در کار و زار  حاضر نمی شوم و کنار می روم. اشعث نیز در جواب می گوید به خدا سوگند همانا تو خود پیروزی و ستم ندیده ای، به سوی ما بیا و با صلح موافقت کن زیرا وجهی برای رویگردانی تو نیست که در اینجا گفتگویی میان این ها انجام می شود.

از ویژگی های دیگر شخصیت اشعث، نفوذ او در قبیله بزرگ خود و جناح امام است، امام او را از ریاست قبیله بر می دارد اما در جنگ صفین ناچار است که جناح راست را به او بسپارد و دلایل این موضوع می تواند بحث های جنگی باشد. دیگر موضوعی که درباره او مطرح می شود، بحث خوارج است. گاهی اشعث را جزو خوارج می شمارند در حالی که در عصر معاصر در میان اهل سنت کتابی در رد این نظریه نوشته شده مبنی بر اینکه اشعث هیچ گاه جزو خوارج نبوده است. در واقع اهل سنت نیز می خواهند عنوان کنند که شخصیتی پست و منافق همچون اشعث هیچ گاه در زمره ی خوارج نبوده است. البته خیلی نامرتبط هم سخن نمی گویند چرا که اشعث جریان ساز است اما خودش در آن جریان قرار نمی گیرد. در تاریخ طبری آمده که "وی در نبرد صفین گفته بود شامیان انصاف داده اند که ما را به کتاب خدا فراخوانده اند؛ اما آنگاه که از علی (ع) خواست که به سوی آنان حرکت کند مردم یافتند که وی با خوارج هم رای نیست". در واقع اشعث در شکل گیری خوارج تاثیر گذار است اما وقتی آن ها جدا می شوند با آن ها همراهی نمی کند و در جبهه حضرت علی (ع) می ماند و از حضرت تقاضا می کند که دستور جنگ با آن ها را صادر کند.

 

*دشمنان دوست نما مهلک ترین ضربه را می زنند

وی در ادامه گفت: از دیگر جاهایی که اشعث نفوذ داشت، زمانی است که امیرالمومنین(ع) به کوفه برگشت و مردم را به نُخیله فراخواند تا پیکار دوباره ای با معاویه داشته باشند. در این جا آن کسی که سبب برگشت شیعیان و سپاهیان از نخیله به کوفه و انصراف آن ها شد همین اشعث است. در منطقه نُخیله حضرت در حال ایراد سخنان حماسی برای مردم بود که اشعث در مقابل می گوید که ای امیرمومنان، تیرهایمان تمام شده، شمشیرها کند شده و پیکان نیزه هایمان درآمده و بیشتر آن ها شکسته است ما را به شهرمان برگردان. در واقع او به آن شهر می آید و با نفوذ خود، دیگران را منصرف می کند. حتی در صحبت های خود زمستان را بهانه می کند که حضرت می فرمایند برای آن هایی که از شام می آیند هم زمستان است. در نتیجه با اعمال نفوذ خود سبب می شود که مردم به شهر خود برگردند و صحبت های حضرت که  کوفیان را نکوهش می کنند بعد از همین اقدام اشعث است.  

حجت الاسلام والمسلمین دکتر غلامعلی با اشاره به اینکه همیشه ضربه مهلک را دشمنان دوست نما به نظام وارد می کنند، اضافه کرد: در جهان اسلام ما از معاویه، سپاه روم و سپاه ایران به صورت مستقیم ضربه نخوردیم بلکه ضربه مهلک را از افرادی خوردیم که تا آخر نیز هم پای نظام ایستادند، اما حرف و نظر دشمن را داشتند. در واقع این افراد دشمنان دوست نمایی هستند که هم حرف خود را میزنند و هم تاثیر و نفوذ دارند. اشعث پس از حضرت و در همان سال 40 هجری فوت کرد اما فرزندان اشعث چون سر سفره نفاق بزرگ شده بودند راه پدر را ادامه داده و ضربه های زیادی را به نظام اسلام وارد کردند. دختر وی جعده، امام حسن (ع) را مسموم می کند، محمد بن اشعث پسر وی همان کسی است که با تزویر جلو رفته و مسلم بن عقیل را دستگیر می کند. پسر دیگرش با هانیه بن عروه برخورد می کند و دو فرزند ذکور دیگرش به نام های قیس و عبدالله در جریان کربلا نقش جدی داشته و از فرماندهان لشکر عمربن سعد هستند. قیس در واقع همان کسی است که پیراهن و قطیفه امام حسین (ع) را پس از شهادت با پستی از تن مبارک حضرت درآورده و به یغما می برد. در واقع فرزندان او هم در قتل امام حسن(ع) و هم در قتل امام حسین (ع) شریک هستند. جریان نفاق یک جریان جدی است که امیرالمومنین (ع) با آن روبرو بوده است، در واقع ما در می یابیم که اشعث یک شخص نیست بلکه یک فکر و جریان بوده و این جریان هم در ایام خلافت حضرت امیر به بسیاری از اهداف شومی که داشته رسیده است.

 

*رد پای اشعث در شهادت امام علی (ع)

رئیس مركز آموزش الكترونيكى دانشگاه قرآن و حدیث  با بیان این مطلب که هدف منافقین رهبری و رأس حکومت است، خاطرنشان کرد: منافق یا کسانی که می خواهند علیه حکومتی کار کنند اوج کارشان در این است که حکومت را از رأس آن سرنگون کنند چرا که حمله و هجمه وقتی در رأس باشد قطعا موفقیت آمیز خواهد بود. به عنوان مثال منافقینی که در زمان پس از انقلاب داشتیم مورد حمله قرار دادن امام (ره) برایشان بسیار موفقیت آمیز بود، چرا که اگر به رهبری یک نظام ضربه وارد شود مشخص نیست که پس از آن افرادی باشند که به دنبال این نظریه راه بیفتند. مخالفین با حکومت امیرالمومنین (ع) وقتی وارد کوفه می شوند منزل اشعث را مامن و پناهگاهشان می دانند. ابن ملجم ده روز قبل از ماه رمضان وقتی وارد کوفه شد مستقیم به خانه اشعث رفت و در متونی که فریقین نقل کرده اند در این مدت مشغول تیز کردن شمشیرش بوده است و جریان ترور را با چند نفر مطرح می کند که یکی از این افراد اشعث است و او از این ترور اطلاع دارد. در ارشاد شیخ مفید تصریح می کند که " ابن ملجم نزد قطام و افراد مختلف رفته است که قطام در مسجد معتکف بود و زمانی که این موضوع را می شنود می گوید من حرفی ندارم اما زمانی که می خواستی ترور را انجام دهی من را خبر کن، چند روز می گذرد و همراه با شخص دیگری در شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در شب چهارشنبه، شمشیرهای خود را حمائل کرده و به مسجد رفته و در مقابل دری که حضرت علی (ع) از آنجا به مسجد وارد می شد نشستند. پیش از آن تصمیم خود را برای کشتن امیرمومنان با اشعث بن قیس هم درمیان گذاشتند، او هم با آن ها هم دست شده بود. اشعث آن شب برای یاری آنان در تصمیمشان حاضر شده بود. " این بدان معنی است که اگر اشعث جزو افراد وفادار به حضرت بود یا اینکه می خواست کاری را انجام دهد پس از آنکه از این موضوع مطلع شد نزد حضرت آمده و او را باخبر می کرد. در جای دیگر آمده که اشعث اشاره کرد که زمان آن فرا رسیده است. پس این نقل ها مبیّن آن است که اشعث تا لحظات آخر مباشر قتل و شهادت حضرت علی (ع) بود.

 

*تاریخ تکرار شدنی است

وی در خاتمه با تایید سخن ابن ابی الحدید گفت: بنابراین آن فرمایش ابن ابی الحدید که گفته بود" اصل و ریشه تمام فسادها، شورش ها و اغتشاشات در دولت امام علی (ع) اشعث بوده است" حرفی است که تاریخ آن را کاملا می پذیرد چرا که آن کسی که تا شهادت حضرت پیش می رود همین منافقین داخلی هستند که در آخر به اهداف شوم خود رسیدند. اشعث در هر دوره ای لطمه جدی وارد کرد، در بحث ابوموسی اشعری، حکمیت و حرکت تشیع و جهان اسلام تاثیر گذار بوده است، بنابراین فتنه اشعث تعبیر بسیار درستی از این اتفاقات است

این مصداق در جامعه ما نیز یافت می شود، اینکه مقام معظم رهبری بارها از سال 88 به بعد بحث فتنه را یاد می کنند به این دلیل است که سران فتنه تا پیش از این، دوران درست و خوبی را داشته اند اما در یک برهه ای چنان لطمه ای به مجموعه انقلاب زده اند که این لطمه هنوز بعد از 8سال جمع نشده است. آن ها تردید کرده و حرفی را نپذیرفتند و تا به حال لطمه آن به جامعه وارد شده است. اگر در زمان حال، بخواهیم به این شخصیت شناسی بپردازیم می توانیم مجموعه ای از پژوهشها را در این زمینه انجام داده و به واکاوی شخصیت اصحاب مثبت و منفی ائمه، بویژه دوران پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی (ع) بپردازیم.

پایان مصاحبه

تهیه و تنظیم: ن. یکتا

 

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات