صفحه شخصی مهدی غلامعلی

لحظاتی در ساحل دریای بی کران دانش حدیث....

مشابه سازی هایِ دینیِ غیرِ استاندارد



مجموع: ۱۵

بازدید: ۴۶۷۱

یادداشت

مشابه سازی هایِ دینیِ غیرِ استاندارد

ارسال شده در: 28 آذر 1393 - 23:38 توسط مهدی غلامعلی

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی متفاوت به «پیاده روی به مشهد و...»

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر خورشید دو تا بود این همه عظمت نداشت. واگر قرار بود ده ها خورشید روشنایی کره زمین را عهده دار شوند، بزرگی و زیبایی خورشیدها، مانند ستاره ها  دیده نمی شد(مقدمه اول).

هرکالا استاندارد و اصلش ارزشمند است. نسخه بدل، همیشه بدلی است. هرآنچه مشابه سازی شود، اصیل نیست و آنچه اصیل و استاندارد نباشد همیشه غیر قابل اعتماد است(مقدمه دوم).

چند سالی است که پیاده روی اربعین در صدر اخبار و گفتگوهای شیعیان در ایام ماه صفر است. خروش شیدایی زائران حسینی از هر طبقه اجتماعی از یک­سو و سخاوت عاشقانه و بی­مانند عراقی ها در پذیرایی از زوار کربلایی از سوی دیگر، دل هرعاشقی را به این قطعه از بهشت فرا می خواند. فارغ از آمارهای رسمی و غیر رسمی چنین پدیده دینی در این حجم در هیچ دین، مذهب و آیینی نمونه ندارد.

در اربعین سال جاری، پیاده روی های دیگری نیز در تهران ، قم و مشهد رسانه ای شد. رسانه ها هم که علاقمند به ارائه آمارهای میلیونی هستند حضور زائران پیاده از میدان امام حسین تهران تا حرم حضرت عبدالعضیم را میلیونی توصیف کردند.[1]

در این روزها خبر راهپیمایی زائران حرم رضوی در آستانه شهادت امام هشتم را در اخبار رسانه ملی می شنویم. تردیدی نیست که علاقمندان اهلبیت بخاطر نیت پاک خویش در اینگونه پیاده روی ها از ثواب اخروی بهره مند می شوند. ولی شایسته است که عالمان وارباب فرهنگ در بنیانگذاری حرکتهایی که میرود در چند دهه دیگر به عنوان نماد اندیشه شیعه نمایان شود، بیشتر تامل کنند.

پیاده روی کربلا اگرچه تاریخچه آنچنانی ندارد و چه بسا تاریخ آن به پیاده روی های مکرر میرزای نوری (متوفای 1320 قمری) در ایام عید قربان ویا نهایتا پیاده روی شیخ انصاری (متوفای 1281قمری) باز گردد اما آنچه مهم است، اینست که دارای مستند روایی است. مستند قرآنی یا روایی یعنی علامت استاندارد دینی. چگونه است که ارزش هر کالا با استاندارد بودنش معتبر می شود ولی هرکسی به خود اجازه می دهد که امور دینی را به سادگی و بدون استاندارد، در عرصه جدیدی عرضه ­کند؟

 ابن قولویه محدث بزرگ قرن چهارم هجری، باب 49  کتاب معتبر کامل الزیارات را با عنوان «ثواب کسی که پیاده یا سواره به زیارت امام حسین علیه السلام برود» قرار داده است. او در این باب ده روایت آورده که هر کدام به نوعی شیعیان را به زیارت کربلا ترغیب می کند. در اولین روایت این باب امام صادق علیه السلام می فرماید: « کسی که از منزلش به نیت زیارت امام حسین خارج شود تا هنگامی که به حائر حسینی برسد، اگر پیاده باشد خداوند برای هر قدم وی یک حسنه ثبت می کند ویک گناه وی را نیز می زداید (کامل الزیارات ص 132 حدیث 1).

عالمان بزرگی چون شیخ انصاری و میرزاحسین نوری و بعدها علامه امینی و بسیاری از مراجع متقدم و حاضر با تکیه به همین روایات از عتبه علوی تا عتبه حسینی را با پای پیاده طی کرده اند. بنابراین پیاده روی کربلا دارای علامت استاندارد دینی است.[2]

باید این حرکت خروشان مردمی را پاسداشت و مراقب تضعیف آن و یا آلوده شدن به خرافات بود. مشابه سازی راه پیمایی هایی در روز ویا ایام اربعین به سوی مراکز مقدسی چون جمکران، حرم سید الکریم در شهر ری و یا حرم رضوی از آنجا که فاقد مستند روایی است غیر استاندارد است. بنابراین نباید به آن پرداخت وآن را تبلیغ نمود. با توجه به اهتمام ما ایرانیان به اینگونه حرکتها، اگر رسانه ها تنور اینگونه تجمع ها را گرم نمایند دیری نخواهد پایید که تعدد وکثرت پیاده روی ها، در کمتر از یک دهه از زیبایی ها و عظمت  پیاده روی اربعین کربلا خواهد کاست.

امسال برخی از مراجع معظم تقلید، از مردم خواستند تا از مشابه سازی های غیر استاندارد در قم وغیر آن خودداردی کنند ولی رسانه ها ناخواسته به پوشش جهت دار و معمولا همراه با آمار رو آوردند. اما انتظار می رود از فرهنگ سازان و عالمان فرهیخته و رسانه ها که :

یک، پیاده روی اربعین فقط به سوی کربلا انجام شود و مشابه سازی دیگر انجام نشود.

دو، پیاده روی های غیر استاندارد ـ فاقد مستند روایی ـ نظیر حرکت کاروانها از دهها کیلومتر به سمت مشهد نیز تبلیغ نشود.

 با توجه به اینکه همایش میلیونی وبین المللی اربعین امسال در جلوه گر نمودن عظمت تشیع و شکستن هیمنه داعش وتکفیری ها بسیار موثر بود، حیف است که شیعیان ناخواسته آنرا تضعیف کنند.

البته بسیار شایسته است که نه تنها در پیاده روی ها بلکه در تمام حرکتهای ما در بزرگداشتهای اهلبیت مطابق با هندسه دین و فرامین حضرات معصومان باشد.

 


[1] . http://www.mehrnews.com/news/2442442.

[2] . وبه نظر می رسد که برداشت چنین عالمان بزرگی از اینگونه روایات اینست که پیاده روی موضوعیت دارد نه طریقیت (یعنی خودش هدف است نه وسیله ای برای رسیدن به زیارت).

 

نظرات

  1. بی نام. 29 آذر 1393 - 00:04

    تامل خوبی بود. اما ای کاش چنین تاملاتی در تمام اضافات جدید به شیعه دیده شود. وکاش که بزرگان دین هم به هر اضافه شدن جدیدی حساسیت نشان می دادند.

  2. محمدمهدی کامل 02 دی 1393 - 13:43

    سلام
    استاد بسیار زیبا بود
    بسیار متشکرم

  3. محمدمهدی کرباسچی 15 دی 1393 - 11:47

    باسمه تعالی
    با سلام خدمت استاد بزرگوارم
    سوالاتی به نظر حقیر رسید:
    با این بیان شما سینه زنی برای سایر ائمه هم تعطیل شود؛ چراکه نه مستند روایی دارد و از سوی دیگر سینه زنی برای سید الشهداء علیه السلام را هم کمرنگ می کند.
    برای سفر حج هم در احادیث سفارش به پیاده روی داریم ولی شما اشاره ای نفرمودید.
    بعد این را چه کنیم:
    آیت‌الله مصباح یزدی:
    شاید ثواب حرکت پیاده به سمت مرقد امام(ره) همانند پیاده روی به سوی بارگاه امام حسین(ع) است (مشرق)
    بعد از اینها این احادیث را چه کنیم؟
    1- 3- مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ وَجَدْتُ فِي كِتَابٍ كَتَبَهُ بِبَغْدَادَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الرَّازِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الصَّيْمَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَارَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَيْنِ وَ عُمْرَتَيْنِ ( تهذيب‏ الأحكام ج : 6 ص : 2)
    2- 6- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُجَاوِرِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ أَخِيهِ جَعْفَرٍ عَنْ رِجَالِهِ يَرْفَعُهُ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع وَ قَدْ ذُكِرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ ابْنُ مَارِدٍ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ جَدَّكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا ابْنَ مَارِدٍ مَنْ زَارَ جَدِّي عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً وَ عُمْرَةً مَبْرُورَةً وَ اللَّهِ يَا ابْنَ مَارِدٍ مَا يُطْعِمُ اللَّهُ النَّارَ قَدَماً اغْبَرَّتْ فِي زِيَارَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع مَاشِياً كَانَ أَوْ رَاكِباً يَا ابْنَ مَارِدٍ اكْتُبْ هَذَا الْحَدِيثَ بِمَاءِ الذَّهَبِ (همان ص22)
    با عرض تشکر و تجدید ارادت

  4. محمدمهدی کرباسچی 15 دی 1393 - 16:10

    با عرض سلام مجدد
    ظاهرا پیاده رفتن طبق احادیث بسیاری غیر از یک مورد (الكافي ج : 4 ص : 456)-که نمونه های دیگری از آن را در زیر می آورم - نسبت به سواره بودن افضل است:
    مستدرك‏الوسائل 6 233 8- باب نوادر ما يتعلق بأبواب صلاة جعفر بن أبي طالب ع ..... ص : 232
    679- 2- الْبِحَارُ، وَجَدْتُ بِخَطِّ الشَّيْخِ حُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ رَحِمَهُ اللَّهُ مَا هَذَا لَفْظُهُ ذَكَرَ الشَّيْخُ أَبُو الطَّيِّبِ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْفَقِيهُ الرَّازِيُّ مَنْ زَارَ الرِّضَا أَوْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ ع فَصَلَّى عِنْدَهُ صَلَاةَ جَعْفَرٍ فَإِنَّهُ يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ رَكْعَةٍ ثَوَابُ مَنْ حَجَّ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ اعْتَمَرَ أَلْفَ عُمْرَةٍ وَ أَعْتَقَ أَلْفَ رَقَبَةٍ وَ وَقَفَ أَلْفَ وَقْفَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مَعَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ ثَوَابُ مِائَةِ حَجَّةٍ وَ مِائَةِ عُمْرَةٍ وَ عِتْقِ مِائَةِ رَقَبَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُتِبَ لَهُ مِائَةُ حَسَنَةٍ وَ حُطَّ عَنْهُ مِائَةُ سَيِّئَةٍ
    الكافي 2 183 باب المعانقة ..... ص : 183
    1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَا أَيُّمَا مُؤْمِنٍ خَرَجَ إِلَى أَخِيهِ يَزُورُهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مُحِيَتْ عَنْهُ سَيِّئَةٌ وَ رُفِعَتْ لَهُ دَرَجَةٌ وَ إِذَا طَرَقَ الْبَابَ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ فَإِذَا الْتَقَيَا وَ تَصَافَحَا وَ تَعَانَقَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا بِوَجْهِهِ ثُمَّ بَاهَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَيَقُولُ انْظُرُوا إِلَى عَبْدَيَّ تَزَاوَرَا وَ تَحَابَّا فِيَّ حَقٌّ عَلَيَّ أَلَّا أُعَذِّبَهُمَا بِالنَّارِ بَعْدَ هَذَا الْمَوْقِفِ فَإِذَا انْصَرَفَ شَيَّعَهُ الْمَلَائِكَةُ عَدَدَ نَفَسِهِ وَ خُطَاهُ وَ كَلَامِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ بَوَائِقِ الْآخِرَةِ إِلَى مِثْلِ تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنْ قَابِلٍ فَإِنْ مَاتَ فِيمَا بَيْنَهُمَا أُعْفِيَ مِنَ الْحِسَابِ وَ إِنْ كَانَ الْمَزُورُ يَعْرِفُ مِنْ حَقِّ الزَّائِرِ مَا عَرَفَهُ الزَّائِرُ مِنْ حَقِّ الْمَزُورِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ
    وسائل‏الشيعة 9 412 20- باب تأكد استحباب الصدقة على ذي الرحم و القرابة و لو كاشحا و حكم من أراد الصدقة بشي‏ء عل
    12358- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِيِّ ص فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ وَ مَنْ مَشَى إِلَى ذِي قَرَابَةٍ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ لِيَصِلَ رَحِمَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ مِائَةِ شَهِيدٍ وَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَرْبَعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مُحِيَ عَنْهُ أَرْبَعُونَ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ رُفِعَ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ وَ كَانَ كَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِائَةَ سَنَةٍ صَابِراً مُحْتَسِباً
    من‏لايحضره‏الفقيه 1 233 باب فضل المساجد و حرمتها و ثواب من صلى فيها ..... ص : 228
    701- وَ قَالَ الصَّادِقُ ع مَنْ مَشَى إِلَى الْمَسْجِدِ لَمْ يَضَعْ رِجْلَيْهِ عَلَى رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا يُسَبِّحُ لَهُ إِلَى الْأَرَضِينَ السَّابِعَةِ
    بحارالأنوار 66 377 باب 38- جوامع المكارم و آفاتها و ما يوجب الفلاح و الهدى ..... ص : 332
    31- سن، [المحاسن‏] أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ مَا مِنْ خُطْوَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ خُطْوَتَيْنِ خُطْوَةٍ يَسُدُّ بِهَا الْمُؤْمِنُ صَفّاً فِي اللَّهِ وَ خُطْوَةٍ إِلَى ذِي رَحِمٍ قَاطِعٍ وَ مَا مِنْ جُرْعَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ جُرْعَتَيْنِ جُرْعَةِ غَيْظٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةِ مُصِيبَةٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ وَ مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَتَيْنِ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَطْرَةِ دَمْعَةٍ فِي سَوَادِ اللَّيْلِ لَا يُرِيدُ بِهَا عَبْدٌ إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ
    ارادتمند
    کرباسچی

  5. محمدمهدی کرباسچی 15 دی 1393 - 16:14

    البته احادیثی که در کامنت قبل ارسال کردم ناظر به اصل توجه به پیاده رفتن برای برخی امور مورد پسند شارع است و از مجموع احادیث ظاهرا بر می آید که پیاده رفتن از سواره رفتن بهتر است.
    لطفا راهنمایی فرمایید.

  6. مهدی غلامعلی 16 دی 1393 - 16:58

    به نام خدا
    دوست عزیر و گرامی
    جناب آقای دکتر کرباسچی
    سلام علیکم. از اینکه متن اینجانب را مطالعه و نقد نموده اید سپاسگزارم. این روایات و روایات متعدد مربوط به پیاده روی های اهلبیت علیهم السلام و اصحاب گرامی ایشان به خانه خدا را پیش از این نیز مشاهده کرده بودم به نظرم اگر نگویم تمام این روایات، دست کم در اکثر آنها پیاده روی طریقیت دارد. از این رو نکات زیر به عرض می رسد:
    1. سفر های قدیم بیشتر به دو صورت پیاده روی و پیمودن با مرکب (یعنی حیوانات اهلی) رخ می داده است. انجام برخی از کارهای پسندیده مانند صله رحم، زیارت، جهاد و... نیازمند سفر بوده است. این رو روایات نیز برای ترغیب به انجام این اعمال، هر دو گونه سفر را ستوده اند. پس بیان اهلبیت ناظر به روش عرفی زمانه بوده است.(عبارت راکبا او ماشیا که در روایات گوناگون آمده اشاره به همین عرف زمانه است) حال اگر راکبا در آن روزگار سوار بر چهارپا بوده آیا سزاوار است همچنان بر همان شیوه جمود ورزید؟ یا اینکه معنا دارد مردم برای دیدن بستگانشان که در شهر دیگر هستند پیاده بروند؟
    2. از سوی دیگر بر اساس روایات متعدد (نظیر أفضل الأعمال أحمزها) تردیدی نیست که انجام اعمال عبادی که با سختی و دشواری همراه باشد، از ثواب بیشتری برخوردار است. طبیعی است که پیاده نسبت به سواره از ثواب بیشتری برخوردار است. ولی همین نیز باید در چارچوبی باشد و عرف وسیره عقلا در بسیاری از این موارد معیار خوبی است.
    3. سئوال اینجاست که مولا از عبد چه چیز را خواسته است؟اصل زیارت و عمل پسندیده را یا راه رفتن به سوی آن را؟ زیارت یا پیاده روی؟به نظر می رسد که روایات مربوط به پیاده روی به اماکن مذهبی و نظایر آن ـ مانند صله رحم و..ـ طریقیت داشته و نه موضوعیت. یعنی ترغیب به اصل زیارت دارد بر همین اساس امام صادق از کوف تا نجف را که راه زیادی هم نیست سواره و همراه صفوان بن مهران جمال طی می کند(من لایحضره الفیه: ج2 ص 586).
    4. البته بعید نیست که پیاده روی به سوی خانه خدا به خودی خود موضوعیت داشته باشد. چنانچه سیره برخی از معصومان پیاده روی به سوی مکه برای حج بوده است. حضرت آدم هفتاد بار پیاده حج گذارد(عيون أخبار الرضا عليه‏السلام: 1/ 243/ 1)، امام حسن بیست و پنج بار(المعجم الكبير: 3/ 115/ 2844.)، امام حسین و امام سجاد، امام مهدی علیهم السلام (فرج المهموم: ص 226، بحار الأنوار: ج 44 ص 185 ح 13، الغيبة للطوسيّ: 259/ 227) و غیر ایشان نیز گاهی پیاده حج گذاشته اند. هرچند همین پیاده روی نیز می تواند به عنوان کسب ثواب بیشتر باشد (نگاه کن: فرج المهموم: ص 226 ) این درحالی است که پیامبر خدا نه تنها سواره حج گذاشت بلکه طواف خانه را نیز در یکی از دفعات سواره انجام داد. چه اینکه اگر حضرتش پیاده حج می گذاشت امروزه این عمل سنت به حساب می آمد کما اینکه در مواردی پیاده روی پیامبر سنت شمرده شده است:«الإمام عليّ عليه‏السلام: مِنَ السُّنَّةِ أن تَخرُجَ إلَى العيدِ ماشِيا،... كانَ رَسولُ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏وآله يَخرُجُ إلَى العيدِ ماشِيا، ويَرجِعُ ماشِيا..»
    5. و سخن آخر اینکه هر چقدر اعمال عبادی مطابق اصل باشد و برابر مستندات روایی بوده باشد قابل دفاع تر است. وباید به همان سو حرکت کرد و در آداب سوگواری و... نیز باید با عرف زمان و شیوه های متعارف و غیر منهی عمل کرد.

  7. شاهچرانی 16 دی 1393 - 17:09

    سلام علیکم . اگر استدلال جناب آقای غلامعلی درست باشد ، پیاده روی برای حرم سیدالشهدا هم طریقیت دارد . چرا شما آن را اصل میدانید و سایر پیاده روی ها را مشابه سازی؟
    بنده با نظر شما مبنی بر مستند بودن تمامی آداب و مراسمها موافقم . بنابر این تنها باید برای سید الشهداء مراسم عزاداری برگزار کرد. همچنانکه انبوه روایات این را میرساند و برای سایر پیشوایان دینی مطابق یفرحون لفرحنا و یحزنون.... تنها باید شادمانی قلبی و یا اندوه باطنی داشت . موید این برداشت هم حکومت 4 ساله و 8 ماهه امیرمومنان است که اصلا مراسمی برای پیامبر و حضرت زهرا برگزار نکردند.

  8. م. گ 16 دی 1393 - 18:36

    با سلام و احترام
    خدمت برادر گرامی آقای کرباسچی
    شعائر الهی تا زمانی خاصیت دینی دارد که بر محور دین و برگفته از سیره اولیای الهی باشد. لذا این دلیل نمی شود که که هر امر مطلوبی را به دین منتسب کرده و از آن دفاع کنیم. خواه سینه زنی باشد یا سیه پوشی و یا هر رفتار دیگر...
    علاوه بر آن که از شما که ظاهرا با متون دینی آشنا هستید بعید است که در یک بحث علمی، عوامانه رفتار کنید و به سخن آقای مصباح استناد کنید!

  9. متعجب 17 دی 1393 - 02:01

    عجب!!!!

  10. ع.ا 17 دی 1393 - 10:00

    السلام علیکم یا اهل بیت النبوة
    مهدی غلامعلی هنوز شما خیلی جوان هستید؛ کمی تأمل کنید و با دقت بیش‌تری به مطالب رو در وبلاگ شخصی‌تون منتشر کنید. قابل درکه که بخواهید با انتشار مطالب متفاوت خودتون رو مطرح کنید؛ ولی به چه قیمتی؟! جوابیه‌تون به کرباسچی جواب ..... و فقط یک جوابیه است. باز هم میگم هنوز برای شما زوده اظهار نظر دینی و مذهبی؛ اون هم در این حد!

  11. محمد مهدی کرباسچی 17 دی 1393 - 10:54

    باسمه تعالی
    با سلام خدمت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر مهدی غلامعلی دامت برکاته
    جسارتا ابتدا چند کلمه درباره فرمایش آقا یا خانم م.گ:
    1- استناد به فرمایش آقای مصباح از باب این بود که دکتر غلامعلی چرا قبلا در باب زیارت پیاده امام خمینی (ره) این فرمایش را نداشتند؟ البته شاید آن را ندیده و یا فرمایش ایشان را نشنیده بودند! شاید هم من شکایت ایشان را نشنیدم!
    2- عمومات بسیاری داریم که در فقه و شریعت نهی از آن نشده و امروزه به عنوان شعائر الهی مطرح است و انجام آنها مطلوب شرعی است، اگر اقامه شعائر محسوب شود. لذا گونه های عزاداری را لازم نیست شرع تعیین مصداق کند.
    3- اصلا بحث حقیر هم بر سر این است که زیارت پیاده سایر ائمه علیهم السلام خصوصا حضرت رضا علیه السلام هم برگرفته از سیره ایشان است و امر جدید و اصطلاحا بدعت نیست!
    ضمنا حدیث ذکر ثواب هر قدمی که در زیارت امام هشتم یا یکی دیگر از امامان علیهم السلام باشد را در اولین کامنت آورده بودم:
    مَنْ زَارَ الرِّضَا أَوْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ ع ... وَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ ثَوَابُ مِائَةِ حَجَّةٍ وَ ... (بحار ج 97 ص137)
    ++ تا اینجا پاسخ آقا یا خانم م.گ بود ++
    4- وقتی چند حدیث درباره زیارت پیاده امیرالمومنین علی علیه السلام هم داریم، و این پیاده روی هم از اختصاصات ایشان شمرده نشده است، زیارت سایر امامان هم می تواند مطلوب شارع باشد.
    وقتی پیاده رفتن به مسجد، مکه و پیاده رفتن جهت دیدار اقرباء و برادران مومن مطلوب است پیاده به زیارت سایر ائمه رفتن که به طریق اولی مستحب و مطلوب است!
    5- پیاده رفتن به شهری دیگر برای دیدن یکی از بستگان را بنده هم حتما انجام نمی دهم و برایم سخت است (و حتی تا به حال هم پیاده به زیارت مشاهد مشرفه نرفته ام)؛ اما در حدیث آن چنین است:
    عَنِ النَّبِيِّ ص فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ وَ مَنْ مَشَى إِلَى ذِي قَرَابَةٍ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ لِيَصِلَ رَحِمَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ مِائَةِ شَهِيدٍ وَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَرْبَعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مُحِيَ عَنْهُ أَرْبَعُونَ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ رُفِعَ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ وَ كَانَ كَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِائَةَ سَنَةٍ صَابِراً مُحْتَسِباً .
    و در این حدیث غیر از ترغیب به اصل زیارت اقرباء، نفس پیاده رفتن آن هم تاکید شده است. (صابرا محتسبا در آخر روایت هم قرینه دیگری است)
    6- ظاهرا جان کلامتان این است که در سنت و مأثورات هم باید مطابق عرف زمان عمل کرد که این را ایشان باید ثابت کنند. به نظر می رسد مثال نقض این ادعا زیاد باشد.
    در بحث لباس شهرت داریم که سنت، شهرت نیست؛ لذا عدم رواج زیارت پیاده هم به دلیل عدم عرف بودن، نباید مذموم باشد.
    شما اصل افضلیت پیاده را می پذیرید ولی بنده متوجه چارچوبی که برای آن از عرف در نظر گرفته اید نشدم.
    7- پیاده زیارت رفتن برای وصول به مشاهد مشرفه طریقیت دارد ولی از آنجا که خود پیاده رفتن ماموربه شارع است و عبادت است، خود می تواند موضوعیت داشته باشد.
    8- منظورتان از عبارت " چه اینکه اگر حضرتش پیاده حج می گذاشت امروزه این عمل سنت به حساب می آمد کما اینکه در مواردی پیاده روی پیامبر سنت شمرده شده است" در بند 4 را اصلا متوجه نشدم!
    اگر امروزه نمی شود در بیابانهای عربستان به سوی مکه پیاده رفت، دلیل بر این است که این عمل سنت نیست؟! البته من هم نمی گویم که به هر قیمتی باید پیاده به مکه رفت چون سنت است! دستورات شرعی دیگری هم داریم!
    9- کاش منظورتان را هم از عرف مشخص می کردید؟ عرف عام یا عرف خاص؟
    ظاهرا منظور فرمایش شما عرف خاص (اهل علم (علوم دینی)) نیست. اگر منظورتان از عرف عام، عوام مردم غیر متدین و مذهبی باشد که ایشان ریش بنده و عبا و عمامه شما را هم نمی پسندند؟! و اگر عرف عام متدین و مذهبی منظورتان است که ایشان بنابر استقبالشان از این گونه حرکات آن را می پسندند!
    مسلم است که گفتگویمان مجادله نیست و نتیجه خوبی خواهد داشت!
    ارادتمند
    کرباسچی

  12. مهدی غلامعلی 17 دی 1393 - 15:24

    آقا یا خانم ع ا
    از دلسوزی پدرانه تان متشکرم. و از توانمندیتان در ذهن خوانی متعجبم. اینها مباحث علمی است و نه عوامانه و مباحث مطرح شده ما با جناب کرباسچی مباحثه علمی است. شما هم اگر برهانی دارید آن را تبیین کنید. تهمت زدن و جسارت کردن (که البته بنده بخشی را که توهین کرده بودید نقطه چین گذاشتم) در مباحث علمی جایی ندارد و معمولا از ناحیه ناتوانان رخ می دهد. این سایت هم ساید علمی است .
    اعاذنا الله من شرور انفسنا

  13. م. ح صالح آبادی 18 دی 1393 - 12:13

    بحث خوبی را مطرح کرده اید.به نظر این جانب پیاده روی برای زیارت امام حسین علیه السلام در طول چند رفتار مذهبی مربوط به ایشان است که از سوی اهل بیت توصیه شده اند سوگواری , زیارت قبر ایشان و احترام و استشفاء نسبت به تربتشان همگی برگرفته از توصیه های ائمه و سیره آنان است . مجموعه این توصیه ها بر می آید که هدف از آنها ,احیای امر امامت و آماده سازی نسلها برای استقبال از بازگشت امامت به جایگاه خود در عصر ظهور است . توصیه هایی مثل توصیه به زیارت امام هشتم یا امیر مومنان و حتی جناب عبدالعظیم حسنی قراینی برای این حقیقت هستند که هدف توجه دادن مردم به اهل بیت و احیای امر امامت است که از طریق توجه به آن بزرگواران و زیارت قبورشان و تعظیم یادشان محقق می شود . پیاده روی برای امام حسین (ع) در راستای همین حقیقت است که امروزه و در عصر حاضر همان بزرگداشت ایشان و امر امامت است البته به شکل گویاتر و رساتر , هر چند که به نظر می رسد روایات توصیه به زیارت مزار ایشان به پیاده روی به طور خاص نظری ندارند. به هر حال پیاده روی برای زیارت دیگر معصومان با پیاده روی برای حرم سیدالشهداء منافتی ندارد و هر دو در یک راستا قرار دارند هر چند که زیارت امام حسین(ع) به خاطر ویژگی خاص حادثه کربلا تاثیر گذاری بیشتری دارد و در اولویت قرار دارد و تجربه نیز ثابت کرده همیشه در رتبه نخست قرار دارد و نباید نگران تعارض یا کمرنگی جریان امام حسین (ع)شد

  14. مهدی غلامعلی 18 دی 1393 - 16:36

    جناب آقای دکتر کرباسچی
    سلام علیکم. متن ارسالی شما را مطالعه کردم.
    امروز چند مطلب را در این زمینه در روایات مربوطه دیدم که شاید تا حدودی روشنگر باشد. آنچه که تا کنون از روایت مربوطه دریافتم اینست که عبارت ماشیا در روایات، طریقیت دارد و زیارت اهلبیت موضوعیت دارد. حتی در مساله زیارت خانه خدا نیز که پیامبر و غالب امامان سواره رفته اند ظاهرا موید همین نکته است. به هر طریق مطلبی است که شایسته است روی آن بیشتر فکر شود.
    اما چند نکته که از روایات و ... دریافتم چنین است:
    1. امام حسن 20 سفر پیاده حج رفته اند و 20 سفر هم سواره (الزهد ص 150) حال سئوال اینست که رفتن به حج خانه خدا سواره بهتر است یا پیاده؟
    همین سئوال را از امام صادق پرسیده اند : ( تمام روایات زیردرکافی و معمولا با سندهای صحیحه)
    روایت الف)
    صحیحه ابوبصیر: أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْمَشْيُ أَفْضَلُ أَوِ الرُّكُوبُ‏ ؟
    فَقَالَ: «إِذَا كَانَ الرَّجُلُ مُوسِراً، فَمَشى‏ لِيَكُونَ أَقَلَّ لِنَفَقَتِهِ، فَالرُّكُوبُ أَفْضَلُ».
    روایت ب)
    صحیحه ابْنِ بُكَيْرٍ، قَالَ:
    قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّا نُرِيدُ أَنْ‏ نَخْرُجَ إِلى‏ مَكَّةَ مُشَاةً .
    فَقَالَ لَنَا : «لَا تَمْشُوا، وَ اخْرُجُوا رُكْبَاناً».
    قُلْتُ‏ : أَصْلَحَكَ اللَّهُ، إِنَّهُ بَلَغَنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ- صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا- أَنَّهُ كَانَ يَحُجُ‏ مَاشِياً.
    فَقَالَ‏ : «كَانَ‏ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍ‏ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ‏ يَحُجُّ مَاشِياً، وَ تُسَاقُ‏ مَعَهُ الْمَحَامِلُ وَ الرِّحَالُ‏ ».
    روایت ج)
    صحیحه رِفَاعَةَ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ:
    عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَ نَّهُ سُئِلَ عَنِ الْحَجِّ مَاشِياً أَفْضَلُ، أَوْ رَاكِباً؟
    قَالَ‏ : «بَلْ رَاكِباً؛ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَجَّ رَاكِباً».
    روایت د)
    عَنْ رِفَاعَةَ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ مَشْيِ الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ مَكَّةَ، أَوْ مِنَ الْمَدِينَةِ؟ قَالَ‏ : «مِنْ مَكَّةَ».
    وَ سَأَلْتُهُ: إِذَا زُرْتُ الْبَيْتَ، أَرْكَبُ أَوْ أَمْشِي‏ ؟ فَقَالَ: «كَانَ الْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَزُورُ رَاكِباً».
    وَ سَأَلْتُهُ عَنِ‏ الرُّكُوبُ أَفْضَلُ، أَوِ الْمَشْيُ؟ فَقَالَ: «الرُّكُوبُ».
    قُلْتُ: الرُّكُوبُ أَفْضَلُ مِنَ الْمَشْيِ؟! فَقَالَ‏: «نَعَمْ؛ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَكِبَ».

    2. روایات فوق تصریح دارد که سواره رفتن به خانه خدا افضل است. البته قبول دارم که سئوالاتی را نیز به دنبال دارد. ومطالبی را فیض و علامه مجلسی بیان داشته اند. به عنوان نمونه علامه می گوید:« اختلف الأصحاب لاختلاف الأخبار في أنّ المشي أفضل أو الركوب؟ و المشهور بين الأصحاب القول بالتفصيل بالضعف و عدمه جمعاً بين الأخبار، و منهم من جمع بينهما بأنّ الركوب أفضل لمن كان الحامل له على المشي توفير المال مع استغنائه عنه، و المشي أفضل إن كان الحامل له عليه كسر النفس و مشقّة العبادة. و يمكن أن يحمل أخبار المشي من مكّة لأفعال الحجّ لصحيحة رفاعة». مرآة العقول، ج 18، ص 108.
    3. خوشبختانه نوع پیاده رفتن امام حسن علیه السلام هم گزارش شده است. گویا همراه با کاروان بوده است. افزون بر روایت ابن بکیر، عامه هم نقل کرده اند:
    روى صاحب كتاب الصفوة بسنده عن عليّ بن زيد بن جذعان‏ أنه قال: حجّ الحسن بن عليّ عليه السّلام خمس عشرة حجّة ماشيا على قدميه و أنّ النجائب‏ لتقاد بين‏ یدیه.
    4. اما روایات دیگری نیز در دست است که ثواب زیارت امام حسین یا امام علی را که نقل می کند برای سواره و پیاده یکی می داند: (ماشیا کان او راکبا) که معلوم است اصل زیارت است.
    5. در دو روایت ـ که به نظر می رسد یکی است ـ امام صادق در روایت اول از مفضل و در دیگری از جابر می پرسد که بین خانه شما و قبر حسین علیه السلام چقدر راه است، و آنها می گویند یک روز و نیم آنگاه حضرت می فرماید: راکبا او ماشیا اگر بروید برای شما چه ثوابهایی هست (کامل الزیارات ص 375 ح 621و مصباح الزائر ص 252).
    6. بعید نیست که عبارت من مشی ... و نظایر آن اصطلاح بوده برای اقدام به هر کاری . نمونه هایش در روایات هست که قابل بررسی است مانند:
    مَنْ مَشى‏ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ الْمُسْلِم‏
    مَن مَشى‏ إلى‏ مَسجِدٍ يَطلُبُ فيهِ الجَماعَةَ كانَ لَهُ بكُلِّ خُطوَةٍ سَبعونَ ألفَ حَسَنة
    7. اما در باره روایت امام علی که فرموده بودید هر دو روایت در تهذیب است و یکدیگر را بخوبی تفسیر می کند و آشکارا نشان می دهد که پیاده روی موضوعیت نداشته است . اولا مساوی بودن ثواب در هر دو روایت (چه پیاده و چه سواره) ثانیا در روایت ابن مارد که در ذیل حدیث امام تصریح می کند: راکبا او ماشیا (متن خودتان و نیز نکـ : تهذیب ج6 ص 20 ح 46 و ص 21 ح 40)
    8. اما درباره سنت بودن عملهای پیامبر که مباحث مفصلی در روایات و نظرات عالمان آمده است که ما حصلش اینست که تکرار یک عمل توسط حضرتش سنت شمرده می شود ولی درباره انجام عملی در یک مرتبه اختلاف بوده و هست مثال:
    عن أبي الطُّفَيل: قُلتُ لِابنِ عَبّاسٍ: أ رَأَيتَ هذَا الرَّمَلَ بِالبَيتِ ثَلاثَةَ أطوافٍ و مَشيَ‏ أربَعَةِ أطوافٍ: أ سُنَّةٌ هُوَ؟ فَإِنَّ قَومَكَ يَزعُمونَ أنَّهُ سُنَّةٌ. فَقالَ: صَدَقوا و كَذَبوا! قُلتُ: ما قَولُكَ: صَدَقوا و كَذَبوا؟
    قالَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله قَدِمَ مَكَّةَ؛ فَقالَ المُشرِكونَ: إنَّ مُحَمَّدًا و أصحابَهُ لا يَستَطيعونَ أن يَطوفوا بِالبَيتِ مِنَ الهُزلِ و كانوا يَحسُدونَهُ فَأَمَرَهُم رَسولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله‏ أن يَرمُلوا ثَلاثًا، و يَمشوا أربَعًا.
    کلا مسلمانان و در راس آنان اهلبیت مقید بودن که اگر کاری سنت باشد بدان پایبند باشند.
    9. اما درباره عرف، حرف جدیدی زده نشده است. عرف هر زمان معیار است. عرف همان خرده فرهنگ های محلی است وبا سیره عقلا که فراتر بوده و جهان شمولی است متفاوت است. اتفاقا در لباس شهرت هم عرف جاری است و عرف اینجا و این زمان با کشور دیگر و زمان دیگر می تواند متفاوت باشد. البته در عرف بحث های دیگری هم مطرح است که کتابی در این زمینه منتشر شده است که تا حدودی کارگشا است.
    10. مطلب شماره هفت هم که گفته اید:« از آنجا که خود پیاده رفتن ماموربه شارع است و عبادت است » تمام بحث سر همین است که آیا شارع پیاده روی را امر کرده تا موضوعیت یا بد یا خیر . اگر این انقدر روشن بود که بحثی باقی نمی ماند!
    به نظرم می آید که این بحث قابلیت مطالعه بیشتر را داراست و می تواند حاصل آن در قالب یک مقاله علمی منتشر شود. و این همان فرمایش شماست که نوشته بودید : « مسلم است که گفتگویمان مجادله نیست و نتیجه خوبی خواهد داشت!». بنابراین شایسته است که تمام روایت مرتبط با این باب را ملاحظه کرد و در این زمینه از اساتید و اهل فن نیز مشاوره گرفت. به هر حال از شما که سبب شدید چند ساعتی را با روایات بیشتر بگذرانم سپاسگزارم و همین نقاش ها سبب خراش هایی می شود که می تواند تولیدات خوبی را به ثمر برساند. ممنونم.

  15. سید 18 دی 1393 - 22:29

    در هر صورت آنچه روشن است پیاده روی های به سوی جمکران، حرم حضرت عبد العظیم و امامزاده ها و نظایر آن هیچ مبنای صحیحی ندارد.ومعنا ندارد تبلغش کنند و..

  16. ستوده 20 دی 1393 - 11:10

    به نام خدا
    با سلام خدمت اساتید محترم، آقایان دکتر مهدی غلامعلی و دکتر محمدمهدی کرباسچی
    برایم جالب بود که دو نفر به صورت علمی و با کمال احترام با هم بحث می کنند. خدا را شکر یکی به دیگری نگفت باید اعلام برائت کنی تا با تو بحث کنم! (البته متأسفانه در نظرات برخی کاربران تعبیرهای نادرست دیده می شود!)
    مطلبی را می خواستم به عرض برسانم و آن این که:
    اولاً در باره هر چه متون دینی گفته اند، تسلیم هستیم و باید باشیم. لذا اگر در برخی روایات نسبت به پیاده روی سخنی گفته شده باشد، می پذیریم؛ فکر نمی کنم استاد غلامعلی این را نپذیرند و نفی کنند.
    ثانیاً باید بین پیاده رفتن در گذر زمان و پیاده روی در یک زمان مشخص فرق گذاشت. ما ممکن است خیلی از کارهای عبادی مان را با پای پیاده انجام دهیم، اما اینها جزء موضوع مورد بحث نیست. خیلی از روایاتی که به آن استناد شده (بر فرض که پیاده رفتن در آنها موضوعیت داشته باشد) مربوط به این گونه امور هستند و این خارج از فرضی است که یادداشت نویسنده محترم در باره آن بوده است. مردم ما (چه موافق و چه مخالف نظام) هر روزه در خیابانها راه می روند، اما این غیر از راهپیمایی بر له یا علیه نظام است!
    ثالثاً هر چند علمای بزرگ سخنشان مورد احترام است، ولی در این گونه مباحث مبنا قرار نمی گیرد (مثل استناد به سخن آیت الله مصباح). خدمت جناب آقای دکتر کرباسچی عرض کنم برخی از مراجع عظام - که از بردن نامشان معذورم - اتفاقاً سینه زنی برای غیر سیدالشهداء(ع) را نمی پسندند و عزاداری را کافی می دانند.
    ثالثاً فراموش نکنیم چیزی که من از یادداشت جناب آقای دکتر غلامعلی فهمیدم این بود که این گونه مشابه سازی ها ممکن است جریان اصلی را تحت الشعاع قرار دهد. در این فرض به نظرم جناب آقای دکتر کرباسچی هم موافقند که تکثیر و مشابه سازی مفید نبوده و بلکه نادرست می باشد.

  17. عزتی آراسته 01 اسفند 1393 - 16:22

    سلام بر شما دوست عزیز و استاد گرامی و شاگردپرورم

    توضیح و تحدید محل بحث و نزاع، از سنت و سیره سلف علمی‌مان درس‌آموز یک اصل اساسی و روش شناسانه‌ی علمی و پژوهشی است. این اصل نه تنها در عرصه‌ی نظر در امثال کتب منطق، شرح و بسط یافته، که در موارد پرشماری عملاً در مباحثات و مناظرات علمی –به ویژه در مباحث فقهی و اصولی- به عیان رخ نموده و این آن چیزی است که در مناقشات علمی و شبه علمی بسیاری –خاصه در بین معاصرین- رنگ باخته و افزون بر بی‌ثمری بحث و گاه انحطاط بحث ثمر دیگری در پی نداشته است.
    آن چه گفته آمد تنها تذکار نکته‌ای بود که حضرت عالی و خصم علمی شما بدان واقف و یحتمل که بارها با آن مواجه بوده‌اید.
    گویا مناظره یا مباحثه‌ی حضرتتان با خصم به کلی از این اصل روش‌شناختی به دور رفته است. بحث از نقد عمل و اندیشه ارباب رسانه به حکم فقهی زیارتِ ماشیاً گراییده و پس از آن نیز نوسان در محل نزاع مشهود است. حال آن که اگر بحث از حکم فقهی و فردی در میان باشد که تقریباً عند الفقهاء، مجمع علیه مندوب و مستحسن بودن آن است (1) و از این مهم‌تر آن که بحث‌های حدیثی و شبه فقه الحدیثیِ صرف در این عرصه کارساز نیست و مردان مجهز به گاوآهن فقه و اصول را باید تا خرمن این عرصه را کوفتن و بحث از غیر ایشان بیشتر به سخنرانی امثال بنده در حوزه‌ی طب و بهداشت می‌ماند که جز برخی اطلاعات پراکنده و هر چند مرتبط با این حوزه چیزی در چنته ندارند. بالجمله آن که «الفقه ثم المتجر» و «التخصص ثم الفتوی». هر چند بخش مهمی از فرایند استنباط حکم و فتوا فقه الحدیث است، لکن خود نیک می‌دانید که همه‌اش این نیست. از کجا که زیارتِ ماشیاً به نحو عموم برای ائمه علیهم السلام مستند روایی یا قرآنی ندارد؟ پس قواعد فقهی و اصولی کجا جریان یافت و از ادله تا حد یأس کجا فحص شد؟!
    اما اگر بحث از نقد رسانه و عمکرد آن است که این خود مقالی دیگر است و طریقه ی خویش را می باید.
    والسلام
    1- فتاوای شماری از فقهاء معاصر را در اینج ببینید:
    http://www.yahosein.org/vb/showthread.php?t=186536

  18. مهدی غلامعلی 01 اسفند 1393 - 20:24

    دوست گرامی، جناب عزتی عزیز سلام علیکم
    از دقت، دلسوزی و دغدغه دینی تان بهره مند شدم. قراری بر فتوا نیست، که عرصه ای است ویژه متخصصان اهل فن و ما را با آن چه کار. اما سخن از مشابه سازی های غیر مبتنی بر متون روایی است، که بیم آن می رود که فروغ یک حرکت سنجیده را کم تاب نماید. اگر چه این حرکت چراغی است که ایزد بر افروخته و هرگز خاموش نمی شود. آنچه در مباحثات علمی با دکتر کرباسچی نیز در فراز آمده تنها مروری بر روایات این عرصه است که می تواند بسیار راهگشا باشد. ما هستیم این متون. و راهی شایسته تر از پیروی اهلبیت هیچکدام سراغ نداریم.
    به هر تقدیر از تذکارتان بی نهایت سپاسگذارم.

  19. سعیده بدری 15 تیر 1394 - 21:09

    عالی بود ... ممنون ...
    من هم وقتی پیاده روی به سمت بیت رهبری را دیدم،آه از نهادم برآمد ...

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات