صفحه شخصی مهدی غلامعلی

لحظاتی در ساحل دریای بی کران دانش حدیث....

شبی در صومعه‌



مجموع: ۶

بازدید: ۵۷۰۶

یادداشت

شبی در صومعه‌

ارسال شده در: 24 بهمن 1393 - 20:47 توسط مهدی غلامعلی

شبی در صومعه

هیچ وقت فکر نمی¬کردم که شبی را در صومعه مسیحیان صبح کنم. در سفری که در پاییز سال جاری (1393) به همراه جمعی از همکاران ـ اساتید دانشگاه قرآن و حدیث ـ به چند کشور اروپایی داشتیم، قرار شد یک شبانه روز را در یک صومعه یونانی، مهمان راهبان مسیحی باشیم. صومعه ای با نام «مسیح منجی» در شهر تاریخی نَفبَکتُوس. سه نشست هم اندیشی دینی در صومعه و آشنایی از نزدیک با آیین عبادی مسیحیان از برکات این حضور بود. آنچه در پی می¬آید صفحاتی از خاطرات گزارش گونه این سفر است.

 

چهارشنبه شب تا عصر پنجشنبه، 28 و 29 آبان 93
بین آتن و شهرنَفبَکتوس حدودا دویست و هفتاد کیلومتر فاصله است. اما کُندی و احتیاط مضاعف محمد اعجاز، راننده هندی تبار مقیم یونان سبب شد که خیلی بیشتر از زمان متعارف در راه و جاده ها صرف شود ونزدیک به پنج ساعت طی کردن این راه به طول انجامد. نماز جماعت مغرب عشا را در منطقه ای مشهور به کانال کورینتوس خواندیم. این کانال بسیار دیدنی است . کانال دو دریای بزرگ را به هم متصل وراه بسیار طولانی حمل نقل را کوتاه می کند. از جهت زمانی هم گذر از این کانال برای دو کشتی که به صورت اتفاقی از آنجا عبور کردند حدود یک ربع بود. از روی پلهای عابر پیاده می شد داخل کانال که از بالادست بسیار باریک می نمود را مشاهده کرد. طول کانال 6343 متر، ارتفاع آن هم حدود 80 متر و عرض کانال 25 متر است به گونه ای که کشتی های غول پیکر بتوانند از آن عبور کنند. حفر این کانال در سال 1881 میلادی آغاز و در سال 1893 به اتمام رسیده است. 

از کانال کورینتوس تا شهر نفبکتوس حدود هشتاد کیلومتر راه بود. پدر اقناتیا  ـ که به عنوان نماینده ایرونوموس دوم رهبر مسیحیان یونان ـ با خودرویی دیگر خودش را به ما رسانده بود، متوجه شد که تاخیر پیش آمده از ناحیه راننده است. از این رو از کانال تا صومعه را خودش در نهایت تواضع رانندگی گروه اساتید را عهده دار شد. او و پنج نفر دیگر از کشیشهای یونانی، بنیانگذار صومعه نفبکتوس بوده اند.
 وی همواره با لباس بلند و مخصوص روحانیت حاضر می شد و گذشته از تحصیلات دینی، تحصیلات آکادمیک نیز دارد و در حال حاضر با مدرک دکترا به عنوان یک حقوق دان مشهور به فعالیتهای حقوقی پرداخته و در دانشگاه آتن نیز تدریس می کند. کشیش اقناتیا ـ  که در گویش محلی او را اقناتیوس می گفتند ـ سه بار هم به ایران سفر کرده و کاملا با فرهنگ ایرانی آشنا است. او به چهار زبان ایتالیایی، انگلیسی، صربی و یونانی مسلط است. البته غالب کشیشهای کاتولیک و ارتدوکس به چند زبان مسلط هستند(قابل توجه خودم و بقیه طلاب علوم دینی).
 

ورود به صومعه 
صومعه به مکانی گفته می شود که در آن چندین کلیسای گوناگون قرار داشته و همیشه تعدادی از راهبان به صورت شبانه روزی در آنجا ساکن هستند. در صومعه فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی انجام می شود. صومعه مسیح منجی در منطقه ای بسیار خوش آب و هوا و سرسبز بر فراز بلندترین تپه های شهر ساحلی نفبکتوس قرار دارد. دامنه تپه ها نیز سرسبز و پر درخت است. چشم انداز دریای آرام و پل بزرگ و جذاب آن و آسمان همیشه آبی اش بر زیبایی های معبد افزوده است. در این صومعه حدود بیست مرد راهب زندگی می کنند وهیچ راهبه ای در آنجا ساکن نیست. گویا تفکیک جنسیتی در صومعه ها رعایت می¬شود.
با دوساعت تاخیر نزدیک ساعت ده شب به صومعه¬ي مسیح منجی(ع) در فراز تپه های مشرف به شهر نفبکتوس رسیدیم. آقای دکتر مظفری ـ رایزن فرهنگی ایران ـ نیز پیش از جمع اساتید رسیده بود و بنا بر برنامه ریزی ایشان قرار بود که جمع اساتید حدود یک شبانه روز مهمان صومعه باشند . 


« ارشمندریت اسپیری دوس» رییس صومعه‌ در آستانه درب ورودی سالن تشریفات ایستاده بود وبا یکایک جمع حاضر دید و بوسی نمود.  جامه¬ی بلند مشکی و کلاه سیاه وی بسانِ زمینه ای برای ریش سپید و بلندش شده بود و به وی هیبتی جذاب بخشیده بود. وی مانند دیگر کشیش هایی که در این سفر دیدیم برخوردی نیکو و مودبانه داشت . سپس جلسه ای کوتاه و نیم ساعته در همان سالن تشریفات برگزار شد. رهبر صومعه ضمن خیر مقدم گویی، گفت: «از اساتید گرامی که رنج سفر به این شهر و صومعه را متحمل شده اند تشکر می کنم. چه اینکه ما در مقابل این همه زحمات شما هیچ کاری نکرده ایم و  خود را شرمنده می دانیم».
 سپس کشیش اسپیری دوس از دروغ پردازی های رسانه ها و سیاه نمایی آنان در معرفی جریانات اسلامی سخن راند و گفت : « من تمام این مطالب را امشب به کشیکش های صومعه گوشزد کردم و بیان داشتم که نمی توان به اخبار رسانه ها اعتماد نمود. دوستی دارم که در آتن اخبار نظامی را منتشر می کند، و همیشه در برنامه های نظامی به عنوان خبرنگار حاضر است. به او گفتم کارشما بسیار دشوار است که در هر جای عالم جنگ است، حاضر می شوید و جان خود را به خطر می اندازید. او در پاسخ گفت من تا کنون در هیچ  میدان نظامی حاضر نبوده ام و تمام گزارشها را در استادیو ضبط می کنم ودوستان زحمت باز سازی آن را می کشند!!»
رهبر صومعه از شناخت نسبی به قرآن و اسلام برخوردار  بود و بین شیعه ، ایران و داعش فرق می گذاشت. او گفت تمام قرآن را خوانده است. استاد طباطبایی نیز با استناد به سخنان امام علی درباره فاصله میان حق و باطل و همچنین خواندن روایاتی نظیر الزیارة تنبت الموده ویا تثبت الموده به جریان این سفر و برکات اینگونه نشستها اشاره کرد. رهبر صومعه پس از این جلسه کوتاه، اساتید را به سالن غذاخوری راهنمایی نمود و در آنجا پس از غذا نخستین جلسه هم اندیشی دینی برگزار  شد. اهالی صومعه روزه بودند. آنان در روزه خویش گوشت، لبنیات و تخم مرغ نمی خورند و در غذا خوردن هم به حداقل اکتفا می کنند. گویا این روزه در آستانه میلاد مسیح انجام می شود. وی بیان داشت که چهل روز قبل از میلاد مسیح دعاهای مخصوصی هر روزه در کلیسا خوانده می شود.


 نخستین بحث درباره شیوه های آیینی دو طرف نظیر روزه داری، نحوه دعاها و همچنین مساله حرمت شراب نزد مسلمانان و قداست آن نزد مسیحیان بود. مسیحیان شراب را مقدس می دانند و خوردن مقداری از آن را پس از هر غذا سفارش می کنند. آنان مسکر را حرام نمی دانند مگر آنکه به حدی خورده باشد که حالت مستی رخ دهد. برخلاف مسلمانان که هر آنچه سکر آور باشد را حرام می شمارند بحث دیگر درباره چگونگی اعتراف به گناه نزد کشیش بود. همچنین وی از همین مباحث به نمازهای شبانه روز اشاره کرد و جمع حاضر را برای نمازهای سه گانه صبح که از ساعت 7 تا 9 برگزار می شود دعوت کرد نشست اول پس از دوساعت با دعاهای پدر «ارشمندریت اسپیری دوس» و آمین گویی حاضران پایان یافت.
برای استراحت مهمانان یک ساختمان ساده و نسبتا مجللی را در دو طبقه بنا نهاده بودند که به صورت هتل بود. در هر طبقه حدود 15 سوییت دو نفره داشت و هر سوییت امکانات اولیه را برای مهمانان در بر داشت. خادمان مهمانان نیز خود راهبان بودند. هر سوئیت دارای ایوان کوچکی بود که چشم انداز زیبایی داشت. 

 

پنجشنبه 29 آبان 
اساتید برای شرکت و دیدن نماز صبحگاهی در کلیسای مخصوص حاضر شدند. یکساعت از شروع نماز ایشان گذشته بود. نماز آنها مجموعه ای از دعاها و سرودهای آهنگین بود. بخشی از مشاهداتم را که در داخل کلیسا نوشته ام چنین است: « صبح پنجشنبه 29/ 8 / 93. الان دقایقی از ساعت هشت گذشته است. همگی بر روی صندلی های چوبی کلیسا نشسته ایم. صندلی ها قدیمی است و چندان راحت نیستیم. گویی باید همه به حالت استوار و یا همان سیخ بنشینند. قسمتی که صندلی های حضار قرار دارد تاریک است ولی محراب بزرگی که در مقابل ما قرار دارد با نور پردازی مناسب حالتی معنوی به خود گرفته است. تقریبا تمام محراب بزرگ با دیواری چوبی و معرق کاری شده و منقش به عکس های مذهبی از محوطه سالن کلیسا جدا شده است. وسط دیوار چوبی دارای درهایی است که گشوده شده است. چند راهب در پشت دیوار چوبی مشغول حرکتهای ویژه ای هستند. دو کشیش ـ یکی پیر و یکی جوان ـ با لباس و عبای سفید که در روی آن صلیب های آبی رنگ قرار دارد، مراسم را اداره می کنند. هر از چند گاهی از اطاق محراب بیرون می آیند و مطالبی را آهنگین می گویند و دوباره وارد محراب می شوند و تقریبا از دیده ها پوشیده می مانند. سمت راست و چپ محراب نیز دو محراب کوچک در روبروی هم قرار دارند. در محراب سمت چپ چند راهب ساکت نشسته اند. ولی در محراب سمت راست ما چهار راهب دیگر سیاهپوش از روی دفترچه ای که بر روی یک اهرم گَردان قرار دارد آهسته، زیبا و همنوا ـ با فراز و فرود آهنگین ـ دعاهایی را به زبان یونانی و شاید هم به زبان عبری می¬خوانند. 
پیر مرد سفید پوش گاه در داخل محراب روی صندوقی که شبیه قبر بلند است کارهایی می کند. ابتدای جلسه جذاب بود ولی رفته رفته خسته کننده شد. تنی چند از دوستان هم روی صندلی ها بسیار مشهود چُرت می زنند. گویا اواخر دعا هست. رهبر معبد همراه با عصایی بزرگ و زیبا وارد شد و بر روی صندلی بسیار شکیل، بزرگ و معرق کاری شده نشست. .. گویا آخر دعا است. تمام راهبان در جلوی محراب پشت به حضار و رو به محراب ایستادند و رهبر معبد نیز چنین کرد و همگی دعا کنان از در چوبی وارد محراب شدند. همه رفتند داخل و دو نفر بیرون آمدند و آهسته درب را بستند. صدای مناجاتها کم شده است. از لابلای دیوار چوبی می توان راهبان را که در و دیوار محراب را می بوسند مشاهده کرد. صدای شر شر آب هم از داخل محراب می آید.... [خیلی خسته کننده است. نقدا خدا را شکر کردم که مسیحی نیستم.] .. همان دو نفر سفید پوش اول از درب محراب بیرون آمدند و با توزیع نان میان راهبان سه نماز صبحگاهی را تمام کردند. 


پس از نماز همراه رهبر صومعه به سالن جلسات رهبر رفتیم و پس از دعا، خوردن صبحانه را آغاز کردیم. وهمزمان نشست دوم هم شروع شد. در این نشست، رهبر صومعه، نخستین سئوالش این بود که مراسم را چگونه دیدید؟ وبعد نمازهایشان را توضیح داد. او گفت در شبانه روز ما 10 نماز داریم:
1.    نیمه شب.
2.    فجر صبح.
3.    ساعت اول حدودا 7 صبح.
4.    دعای ساعت دوم صبح.
5.    دعای ساعت سوم که حدود ساعت 9 تمام می شود.
6.    ساعت 12 مراسم ظهر است که به آن می گویند مراسم ساعت 6.
7.    دعای فاصله گرفتن که یک ربع به 2 تا 5/2 بعد از ظهر است.
8.    ساعت 3 دعا و مراسم دیگری است مشهور به مراسم ساعت 9.
9.    ساعت 6 مراسم عصرانه.
10.    مراسم پایان شب که راس ساعت 10 برگزار می شود.
رهبر صومعه در توضیح مفاهیم دعاهایی که به عنوان نماز خوانده می¬شود گفت :«این دعاها از کتاب مقدس است که به صورت سرود خوانده می شود. دو تا سرود کلیسایی مشترک است در دعاهای صبح و شام. ولی بقیه دعاها مختص و متفاوت است. 
در این سرودها اشعاری در ستایش خداوند و همچنین افرادی که چون قدیسیان برای خدا کار کرده اند. ما از خدا می خواهیم که بین همه مردم از هر دین و آیینی عشق باشد، سلامتی و خوشبختی باشد و جنگ و خونریزی نباشد و پیوسته خدا را شکر می کنیم»
وی در توضیح حرکات پایانی داخل محراب گفت :«این کارها را مراسم تقدس کردن می نامیم. هدیه ای که خدا به ما داده است را به خودش هدیه می کنیم. این هدیه همان آب است. واین همان غسل است. واین هم یک رمز است! در مراسم دیگری روغن را هدیه می دهیم. درپایان هم نان یا شراب را که معتقدیم از طرف خدا تبرک شده است را می خوریم. ما بر این باوریم که عیسی این کارها را آموخته تا بدینسان وحدت پیدا کنیم. وقتی امور مادی را خدا تبرک کند می تواند پلی شود که ما را به خدا برساند».

در نشست صبح وقتی یکی از اساتید، رهبر صومعه را به خواندن قرآن دعوت کرد وی گفت من تمام قرآن را خوانده ام وبرداشتم این است که روح خدا در مریم دمیده شده و عیسی آفریده شده است.
وی از همینجا وارد بحث تثلیث شد و گفت همه ما به یک خدا اعتقاد داریم. این تهمت است که ما سه خدا را می پرستیم. روح خدا همان روح القدس است و خدای دوم نیست به همین دلیل می گوییم قدیس... ما می گوییم تثلیث یعنی : خدا، روح خدا و دلیل (دلیلِ کارهای خدا، لوگوس در یونانی همان دلیل است که چون مذکر است پسر هم گفته می شود ولی منظور همان فرزند آدمی زاد و پسر بچه و... نیست).
خدا در رحم مریم هم روح را فرستاد و هم دلیل را. جسم را خلق کرد ولی دلیل و روح قبل از آن وجود داشته است. اما هر سه حالت خدایی دارند و ما به هر سه اعتقاد داریم. این مساله فقط مختص مسیحیان نیست در عهد قدیم ـ تورات ـ هم آمده است. 
بحث تثلیث بحثی چالشی شد و وی سعی می کرد تا با تمسک به مثالهای عامیانه نظیر تشبیه پارچ و دوغ و یکی بودن آنها خدا و روح القدس و دلیل را یکی بداند. و آخر سر تصریح کرد که مطمئنا خدا عیسی را خلق کرده است.
استاد طباطبایی گفتند: پس وقتی عیسی مخلوق است نمی تواند خدا باشد. و رهبر در پاسخ گفت حضرت عیسی بدنش مخلوق است و زاییده اسپرم و... نیست وبه این دلیل بدن عیسی به آسمانها عروج کرد چون متعلق به زمین نبود. جای پای عیسی به هنگام عروج در اورشلیم موجود است و من آن را دیده ام.
استاد طباطبایی پرسیدند : اگر چنین است و بدن عیسی متفاوت است و... چرا این ادعاها که درباره حضرت عیسی مطرح می کنید را برای حضرت آدم قائل نیستید؟ او هم از اسپرم نیامده است و به اعتقاد شما شانیت خدایی را داراست.
رهبر قدری فکر کرد و گفت: ما حضرت عیسی را آدم جدید می دانیم. حضرت آدم جایگاه خیلی مهمی دارد و شأنیت خدایی هم داشته ولی چون در بهشت گناه کرده است از خدایی افتاده است....
پرسیده شد اگر خدا بوده که نمی توانسته گناه کند. مگر خدا گناهکار یا خطاکار می شود؟
بحث به درازا کشید، ترجیح دادیم که ادامه ندهیم، شاید خلاف ادب مهمانی باشد ... .
 

فعالیتهای صومعه مسیح منجی
هر صومعه بنیانگذارانی دارد که آنها بانی صومعه هستند. صومعه مسیح منجی نیز دارای شش نفر بنیانگذار است که همگی در همان صومعه ساکن هستند و عکس هر شش نفر ایشان در سالن تشریفات در پشت جایگاه رهبر صومعه قرار دارد. در این تصویر، شش کشیش دستهایشان را به حالت دعا بلند کرده و در میان دستهایشان تصویر ساختمان صومعه دیده می شود. رهبر صومعه می گفت چون ما قدیس نیستیم پس سزاوار نیست که عکسهایمان در کلیسا باشد اما در اینجا با این حالت می خواهیم این صومعه را به عیسی مسیح هدیه دهیم.
بخشهای مختلف صومعه عبارت بودند از:
-  کتابخانه (با 20 هزار کتاب، کتابهایی هم درباره ایران وجود داشت).
-  انتشارات ـ که ناشر کتابهای راهبان بود. خود رهبر کتابی درباره افسردگی نوشته بود که به همه اساتید هدیه داد. 
- ایستگاه رادیویی بسیار کوچک وساده که با استودیو آن نهایتا چهار اطاق داشت و به صورت 24 ساعته بدون باز پخش توسط چند نفر راهب اداره می شد. برنامه های پخش شده عبارتند از سبک زندگی خدایی، سخنرانی ها، عبادات، تئاتر رادیویی، موزیک شرقی و غربی و.... . این ایستگاه در سال 1991 تاسیس شده است. این رادیو توسط 5 نفر راهب و حدود یکصد نفر کارمند افتخاری به صورت شناور دارد. هر راهب باید برای برنامه اش از نگارش تا اجرا و افکت های مورد نیاز را خودش تولید کند. 
- سایت اخبار صومعه
- موزه : در زیر زمین ساختمان اصلی صومعه موزه ای وجود داشت که نمونه هایی از مجسمه های قبل از مسیحیت، مجسمه اسکندرو... را در دوبخش یونان باستان و اشیاء مربوط به کلیساها و کشیش ها را در برداشت. (وسایل کشیش های قرنهای ده تا دوازده میلادی یا تنورهای قدیمی و وسایل شراب سازی در کلیساهای قدیم و...)
- حوضچه های الکترونیکی پرورش ماهی : این قسمت فعلا بخاطر هزینه سنگین برق مدتی بود که تعطیل شده بود . ماهی های آن در بین فقرا توزیع می شد.
- سالن تعلیم نقاشی و تولیدات نقاشی های مذهبی
- آمفی تئاتر و سالن سمینارهای علمی به ظرفیت 250 نفر و مجهز به تمام سیستمهای مدرن دارای سالن ترجمه همزمان به ظرفیت 7 زبان.(جایگاه اصلی و رییس تمام سمینار ها را هم حضرت عیسی می دانستند و از این رو تصویر مسیح را در بهترین جای سن قرار داده بودند)
با رهبر صومعه طی سه نشست مشترک در شامگاه چهارشنبه، صبح و عصر روز پنجشنبه دربارة مسائل مختلف بحث و تبادل نظر شد. برخی مطالب چالشی ماننده مسئله تثلیث، زکات در مسیحیت و خمس در شیعه و.... با یکدیگر گفتگو شد. در این جلسات که هرکدام بیش از دوساعت به طول انجامید موارد مشترک و سپس موضوعات چالشی مورد بحث قرار می گرفت. بخشی از مسائل کلامی، فقهی و آیینی در این جلسات بحث شد.


در این دیدارها رئیس صومعة عیسی مسیح(ع) ارشمندریت اسپیریدوس  لوگوثیتس بر اهمیت مبادلات دینی بین مراکز دینی ایران و یونان تأکید کرد و در شرایط دشوار کنونی نقش رهبران دینی را در اعتلای تفاهم میان مسلمانان و مسیحیان مهم دانست. اسپیریدوس  لوگوثیتس اظهار امیدواری کرد که برای تحقق این هدف بتواند در پاسخ به این دیدارها در فرصت مناسبی به جمهوری اسلامی ایران سفر نماید. گفتنی است در تمام این جلسات آقای مهندس کاتی کوری رِیس، مشاور رییس جمهور یونان و همچنین دکتر اقناتیا  کشیش مامور از طرف دفتر خلیفه گری آتن حضور داشتند. مهندس کاتی کوری ریس فرماندار اسبق شهر نفبکتوس و سازنده پل بزرگ زیبای شهر بود. وی چهار سال نیز رییس دفتر پاپانرئو رییس جمهور مشهور و اسبق یونان بوده است. او در آخرین جلسه با ارائه یک تحلیل جامع سیاسی به پیشرفت های شرق اشاره کرد و گفت آینده از آن شرق هست و در توصیف ایران به برخی از پیشرفت های ایران در زمین علم و فناوری پرداخت و معتقد بود در آینده ای نه چندان دور  ایران، قدرت اول سیاسی و اقتصادی منطقه خواهد بود.
عصر روز پنجشنبه پس از برگزاری سه جلسه علمی با رهبر صومعه، شرکت در نماز صبحگاهی، بازدید از قسمتهای مختلف صومعه، آشنایی با فعالیتهای راهبان و همچنین دیدن دو منطقه دیدنی  شهر نفبکتوس(مسجد فتحیه در کنار دریا، که در حال حاضر موزه شده بود و قلعه بیزانس که سنگهایش متعلق به هفت هزار سال وبخشی از ساختمانش مربوط به هزار و پانصد سال قبل بود) این شهر را ترک کردیم.
حاشیه ها:
1.    تمام کارهای صومعه حتی کارهای خدماتی را نیز راهبان برعهده داشتند. افرادی که گاه سن آنان افزون بر شصت می نمود.
2.    در ورودی صومعه، کنار درب اصلی، در اطاقک کوچکی روسری های متعدد برای بی حجابها قرار داشت.
3.    راهبان بسیار مهمان نواز بودند. به محض اینکه متوجه شدند ما شراب را حرام می دانیم علیرغم اینکه خودشان نوشابه هم نمی خوردند، برای حضار از شهر نوشابه تهیه کردند. وقتی استاد طباطبایی از مزایای دوغ سخن گفت، آنها نحوه درست کردنش را پرسیدند و در وعده های بعدی حتی در صبحانه دوغ مهیا کردند.
4.    صداقتشان هم جالب بود. پرسیده شد چرا کشیش جدید نمی گیرید؟ رهبر گفت پنج کشیش جذب کردیم دیدیم چهارتای آنها همجنس باز در آمدند. آنها را اخراج و دیگر می ترسیم فعلا جذب داشته باشیم.
5.    تکه کلام رهبر معبد، «نِه نِه»  بود. از مترجم معنایش را پرسیدیم، گفت یعنی :«بله بله» .
6.    در مسجد فتحیه نماز ظهر و عصر را خواندیم. به تعبیر دکتر اقناتیا پس از دویست سال اولین نماز در آنجا توسط اساتید خوانده شد. مسجدی متروکه که امروز توریستها در آن به مجسمه هایی از مواد دورریختنی خیره می شوند و هیچ نمی دانند روزگاری اینجا مسجد بوده. 
7.    این شهر و بسیاری از شهرهای یونان روزگاری دست مسلمانان بوده است ولی اینکه امروزه تمام این شهرها از مسلمانان تهی و مساجد تخریب یا تبدیل موزه  برای هر مسلمان رنج آور می نمود. 
تمام.

نظرات

  1. م 24 بهمن 1393 - 23:42

    خیلی جالب و پر محتوی بود . گزارشی دقیق و قابل تامل ... با آرزوی توفیق روزافزون

  2. الف. ت 25 بهمن 1393 - 15:57

    جالب بود و آموزنده. فضایی که ما از آن بیگانه بودیم

  3. م.ک 25 بهمن 1393 - 18:28

    باتشکر ازشما
    مطلب فوق بسیار جالب وآموزنده ودرعین حال لذت بخش بود
    ماباید از تجارب دیگران استفاده واز اخلاقیات ورفتارهای آنان استفاده کنیم
    خوب است تا این خاطرات ومطالبات در کتابی گرد آوری شود ودر سایت گذاشته شود
    تا مابتوانیم نهایت استفاده راببریم
    باتشکر

  4. ali 25 بهمن 1393 - 18:31

    ای کاش خلاصه تر بود استفاده کردیم ممنون

  5. کاظم 25 بهمن 1393 - 23:36

    ممنون
    بسیار خوب و زیبا بود
    برای من که در سفر حضور داشتم خاطره انگیز بود
    کاظم

  6. زندی دلگشا 26 بهمن 1393 - 03:43

    سلام استاد
    رسیدن بخیر
    سفرنامه جذاب و جالب و آموزنده ای بود.
    من تمام آن را از ابتدا تا انتها خوندم.
    قلم شما هم واقعا عالی است.
    استاد جریان قرآنی که در آلمان با آن برخورد کردید و حکایت از عدم تحریف قرآن داشت چه بوده است؟
    اگر ممکن است همسفرانتان را هم بفرمایید!

  7. محمد حسین 26 بهمن 1393 - 12:12

    خواندم. خیلی عالی بود استاد.

  8. مهدی غلامعلی 26 بهمن 1393 - 12:19

    از تمام اساتید و دوستانی که افزون بر مطالعه اظهار نظر فرموده اند سپاسگزارم به ویژه استاد طباطبایی که همسفری با ایشان برای بنده بسیار مغتنم بود.
    جناب آقای زندی ضمن تشکر از حضرتعالی عرض می کنم:
    آدرس نشست قرآنی آلمان:
    http://mgholamali.hadithstudies.ir/fa/news
    در همین صفحه است
    در این سفر در خدمت اساتید ارجمندی که شما می شناسید بودیم که عبارتند از
    استاد سید کاظم طباطبایی، استاد حجت، استاد محمد تقی سبحانی نیا، استاد احمد غلامعلی،استاد رسول رضوی.

  9. مهاجر 27 بهمن 1393 - 09:25

    با سلام استاد
    مطالب بسیار خوب و شیوایی بود
    انشاءالله نایب الزیاره بوده باشید
    ولی از همه جالب تر عکس آخری بود که استاد احمد غلامعلی اون کلاه رو سرشون گذاشتند
    با اجازتون اون عکس رو در تمامی فضاهای مجازی نشر می دهیم .
    موفق باشید

  10. جوانمرد 28 بهمن 1393 - 03:38

    عرض سلام و ادب؛
    از سفرنامۀ ناصرخسرو هم زیباتر بود. ممنون از دقت علمی وذوقی تان. با این تصویرآفرینی ها برای ما هم که در این سفر نبودیم دلچسب بود . اللهم ارزقنا« اروپا»!!. راستی ننوشته بودید چه پاسخی به سؤال چگونه دیدن مراسم نمازشان دادید؟
    دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
    کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

  11. پیامبری 28 بهمن 1393 - 10:19

    سلام دوست عزیز
    با سخن جناب جوانمرد جدا موافقم.

  12. صالح 28 بهمن 1393 - 10:19

    بیشترش رو خوندم خوب بود موفق باشید

  13. کی منش 28 بهمن 1393 - 10:26

    با سلام و احترام,، استاد بسیار جالب بود، سطر سطر آن را بدقت خواندم و بسیار لذت بردم ، مطالبی را که در نوشته شما بود ، خیلی آموزنده بود و من اعتقادات آن ها را نمی دانستم به این گونه.موفق و موید باشید

  14. بیات 28 بهمن 1393 - 10:35

    اللهم ارزقنا، عبادات و زیارات قبول. دوستان بجای ما

  15. فاطمی 28 بهمن 1393 - 10:38

    سلام
    ثبت این مطالب خیلی عالیست وکاش چاپ می شد تا ماندگارتر باشد

  16. محمد کلهر 28 بهمن 1393 - 11:26

    سلام
    استفاده کردیم استاد
    گزارش خواندنی و جامعی بود
    و صد البته به عکس‌های بیشتر نیاز داشت تا لذت خواندن را دو چندان کند
    موفق و پیروز باشید

  17. علی اکبری 01 اسفند 1393 - 11:48

    از خواندن این خاطرات بسیار لذت بردم
    امیدوارم موفق باشید

  18. مهدی غلامعلی 01 اسفند 1393 - 20:33

    از اینکه دوستان و خوانندگان عزیز
    وقت ارزشمندشان را در قرائت این متن صرف کردند، عذر خواهی می کنم.
    اما اینکه قدری طولانی شده بود، تقریبا گریزی نداشتم چون می خواستم خوانندگان عزیز با فضای علمی حاکم با یک مجموعه مسیحی نیز آشنا شوند.
    امید وارم در متن بعدی که به «قوانین بسیار حساب شده تحصیلات عالی در آلمان » خواهم پرداخت، رعایت اختصار را بنمایم.

  19. محسنی 14 اسفند 1393 - 13:31

    گزارش خوبی بود. کاش بقیه دوستان هم گزارشی از سفر ارائه میکردند تا با تجربه آنها هم همراه می شدیم.

  20. دانشجوی قبل از این 31 فروردین 1394 - 02:47

    با سلام و ممنون از سفرنامه جذابتان
    1. مگر در قوانین مسیحیت منع ورود مسلمانان به کلیسا نیست؟
    2.آیا مسیحیان غیر از یکشنبه ها ایام دیگر هم به عبادت و دعا در کلیسا میپردازند؟
    (سلام علیکم. ممنون از محبتتان. منع ورود برای غیر مسیحیان به کلیسا مطرح نیست. اگر هم در متون خودشان بوده باشد الان که در کلیساهایی که حداقل من در ایران،سوریه، لبتان، ارمنستان و اروپا دیده ام چنین مطلبی رعایت نمی شود.
    اما درباره سئوال دوم نمازهای روزانه خواندنش فقط در کلیسا لزوم ندارد از این رو افراد نمازها را که بهصورت دعا است در هرجایی می خوانند ولی برخی از مومنانشان در طول هفته نیز به کلیسا می روند. غلامعلی)

  21. خلیلی 05 اردیبهشت 1394 - 11:05

    با سلام
    خاطرات دقیقی بود و نکات قابل تاملی داشت.
    با تشکر

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات