صفحه شخصی مهدی غلامعلی

لحظاتی در ساحل دریای بی کران دانش حدیث....

مائده رمضانیه: گزارشی از شبهای رمضان مشهد 94



مجموع: ۶

بازدید: ۵۶۶۰

یادداشت

مائده رمضانیه: گزارشی از شبهای رمضان مشهد 94

ارسال شده در: 25 تیر 1394 - 22:06 توسط مهدی غلامعلی

مائده رمضانیه

گزارشی از شبهای رمضان مشهد 94

 

امسال در دهه آخر ماه مبارک رمضان، توفیق یافتم که در جلسات علمی و خصوصی آیت الله ریشهری در مشهد حضور پیدا کنم. این جلسات هرشب ساعت نه و نیم ـ حدودا یکساعت و ربع بعد از اذان مغرب ـ آغاز و تا ساعت یازده و نیم وگاهی دوازده ادامه داشت. جلسات بسیار خوب و مفیدی بود. از متن تا حاشیه اش درس آموز بود..

اعضاي جلسه

حاضران در جلسه، همه اساتید بزرگوار بنده بودند که هر کدام در رشته­ ای  متخصص و شُهره­ اند. استاد سید محمد کاظم طباطبایی، دبیر جلسه بودند، و اساتید عزیز دیگر یعنی استاد عبد الهادی مسعودی، استاد محمد کاظم رحمان ستایش و استاد هادی صادقی نیز اعضای اصلی و ثابت جلسه بودند. سه شبی هم استاد قاضی زاده برای مشارکت در مباحث حضور پیدا کردند. ریاست جلسه نیز برعهده حاج آقای ریشهری بود. من هم طُفیلی جلسه بودم و قدری هم میرزا بنویس.

برنامه كاري

شبهای اول به نقد نهایی و بررسی پایانی پژوهش شناختنامه حدیث ـ که احتمالا با همین عنوان منتشر خواهد شدـ سپری شد. همچنین نگارش متونی تحلیلی در راستای آثار جدید ـ نظیر حکمتنامه فاطمی و... ـ هم در دستور کار بود. از همان شبهای اول بحثهای تحلیلی جدیدی بین اعضا تقسیم شده بود. اعضا در هر روز دوتا کار اصلی داشتند، یکی تدوین تحلیل جدید، دوم مطالعه و نقد تحلیل ها یا احادیث.

چون محل اسکان همه اعضا در یک ساختمان بود، در طول روز نیز جلسات دو نفره یا سه نفره ای تشکلیل می شد که فرد ثابت همه جلسات خود آقای ریشهری بود.

هر روز دبیر محترم تحلیل هایی که تازه نوشته شده بود و یا قرار بر نقد بود را برای دیگر اعضا ایمیل می کرد. اگر کم و کسری هم بود از همکاران قم می خواستند تا ایمیل کنند.

در نگارشهای تحلیل ها، انتخاب افراد توسط دبیر و رییس محترم جلسات انجام می شد. تالیف مواردی که فقه الحدیثی بودند را جنابان طباطبایی و مسعودی عهده دار می شدند، مباحث درایه ای و رجالی را نیز روشن بود که تا جناب رحمان ستایش باشند، تصور کس دیگر هم بیهوده است. متون کلامی را نیز جناب دکتر صادقی که نامش با کلام و عقاید و اخلاق عجین شده و قُوّه و قضا نیز نتوانسته صبغه ایشان را دگرگون سازد، قبول می­کردند. یک نفر هم دور کار داشتیم: جناب دکتر برنجکار که در همین روزها در قم تحلیل ها را می نوشتند و ارسال می کردند.استاد محمد تقی سبحانی(رییس پژوهشکده کلام اهلبیت) نیز در دهه اول رمضان تحلیل ها را در مشهد نوشته بود و در این شبها آنها نیز تحلیل شد

ىقت و احتياط

همه می دانیم که شکل گیری یک اثر علمی گذشته از دشواری­های جمع آوری، تنظیم و تحلیل، نیازمند گذر زمانی نسبتا طولانی است. نویسندگان کتابهای علمی نیک می­دانند، تا کتابی به پیشخوان راه یابد چه مسیر طولانی و پر پیچ و خمی را طی خواهد کرد. هر چقدر مولف محتاط تر باشد، فرایند تالیف طولانی تر خواهد شد. نمی توان گفت آثار دارالحدیث بی عیب و نقص است، اما خوانندگان منشورات موسسه دارالحدیث ـ پژوهشگاه قرآن و حدیث ـ حتما اذعان می کنند نسبت به آثار دیگر موسسات هم عرض از کاستی کمتری برخوردار است.

این همه حاصل منش همیشگی ریاست موسسه است که با نگاهی ریزبین و موشکافانه از گردآوری اولیه تا تنظیم نهایی با دقتی مضاعف متون روایی را برای ارائه به محققان بررسی می کنند. پژوهشگران موسسه نیز این منش را به خوبی اموخته اند و همان را پی گرفته اند.

آنچه بیش از همه در این مجال وجود دارد وحدت رویه در کلیه آثار دانشنامه ای پژوهشگاه است. این وحدت رویه نیز مرهون حضور پر رنگ آیت الله ریشهری از ابتدا تا انتهای تالیف یک اثر است. جلسات شبهای رمضان مشهد، حلقه آخر یک تالیف بود. کاری که سالها قبل آغاز شده بود، و بارها پژوهشگرانی زیر نظر حاج آقا احادیث را گرد آورده بودند و بیش از سه بار احادیث توسط خود ایشان تنظیم و باب بندی شده بود و حالا پس از صفحه آرایی اولیه برای بار چندم توسط خود حاج آقا نقد می شد. شایان ذکر است که تمام آثار دارالحدیث چندبار توسط محققان و پژوهشگران داخلی و بیرونی نقد می شود. در این جلسات نقدهای حاج آقا به شور گذاشته می شد و تصمیم گیری نهایی انجام می شد.

نكات مهم

در جلسات شبهای رمضان چند نکته بیشتر خود نمایی می کرد:

یک. توجه ویژه به نظرات نقّادان

 نقادی ها گاه به بحثهای سخت و حساس منجر می شد و ناقدان گاهی اساس یک تحلیل ویا ثبت یا عدم ثبت یک روایت را نشانه می­رفتند. همان مباحثات طلبگی که همیشه ضرب المثل بوده و هست.

هیچ کس از تیغ نقد حضار در امان نبود. اما دلخوری هم دیده نمی شد. جدیت در جواب و نقد بود ولی از داد و توهین و اتهام به بی سوادی و ... خبری نبود. اگرچه نقد معمولا زننده است ولی بیان هنرمندانه و ظرفیت های بالا در پذیرش نقد نشان از هم دلی و همراهی علمی داشت.

در یکی از جلسات که نقدها بر یک تحلیل زیاد شده بود، نهایت حاج آقا با لبخند ختم بحث را اعلام کردند...ولی فایده نداشت مستشکلان دوباره به اشکال کردن ادامه دادند... مباحثه های قدیم را دوباره در خاطره ها زنده می کرد.

بیشترین نقدها را نیز معمولاخود حاج آقا داشت. نقدهای ایشان بیشتر در قالب سئوال بود. به نوعی می توان گفت که ذهن ایشان سئوال آفرین بود. به عنوان نمونه در تحلیل تدوین حدیث و یا محدَّثه بودن حضرت زهرا بیشترین سئوالات از ایشان مطرح شد. استاد رحمان ستایش نیز از نقّادان اصلی بود. معمولا به غالب مطالب نقد داشت و بابیانی به شیرینی مسقطی های شیراز بیان می کرد و خنده ای هم گاهی چاشنی اش بود.

دو. اهتمام به نظر جمع

بارها در مواردی که نقادان اختلاف می کردند و یا نظرشان با حاج آقا متفاوت بود، خود حاج آقا رای گیری می کردند وبا این تعبیر:«به هر حال نظر بدهید باشد یا نباشد». بعد هرکس نظرش را می گفت و نهایتا حاج آقا نظر جمع را می پذیرفت. چندین بار نظر جمع مخالف نظر ایشان بود، ایشان هم سعی می کرد جمع را قانع کند ولی جمع باحیاء ویژه ای نمی پذیرفت. حاج آقا دست آخر می گفت : خوب باشد و نظر حضرات را می پذیرفت..

سه. کار گروهی

 از ویژگیهای دارالحدیث، پژوهش های گروهی است. تا آنجا که من اطلاع دارم در دهه های اخیر در امر گردآوری حدیث مجموعه ای بسانِ دارالحدیث کارهای حدیثی را اینگونه سیستمی و سازماندهی شده انجام نداده است. در گذشته علامه مجلسی در بحار و شیخ عباس قمی بخش پایانی سفینه را به صورت لُجنه ای تدوین کرده اند.

اعتقاد آقای ریشهری به کار گروهی سرعت نشر آثار را بالا برده و از میزان خطاهای آن کاسته است. اگرچه کار گروهی انجام می شود ولی خط به خط مطالب از حدیث تا تحلیل توسط خود حاج آقا بررسی می­شود. از این رو ایشان تنها کسی است که اشراف کامل بر کلیه آثار حدیثی دارالحدیث دارند. در جلسات شبها اشراف ایشان به همین کتاب حاضر کاملا مشهود بود و روشن بود که بارها احادیث را در این کتاب جابجا کرده اند و حتی تکرار تقطیع شده حدیث در کدام باب هست را نیز به نیکی می دانستند و سریع می یافتند. 

چهار. ممنوعیت حاشیه زدن

حاشیه به کل ممنوع بود. خود حاج آقا مراقب بود که حاشیه زده نشود. اگرهم گاهی نقل قولی از عالمی و یا کتابی و... می شد وتعداد نقلها زیاد می شد حاج آقا می گفت: حاشیه ها زیاد شد! با این همه به مناسبت بعضی از روایات یا تحلیل ها از سخنان ویا سیره علمایی برخی از علما یاد می شد. ولی خیلی کوتاه. اگر حاج آقا، خاطره ای یا مطلبی می خواست نقل کند سندش را هم می گفت که از چه کسی شنیده ویا ازچه کتابی خوانده است.

پنج. ممنوعیت سخن کاری وسیاسی

سخن غیر حدیثی و غیر مرتبط هم ممنوع بود. با اینکه تمام حاضران مسئولیتهایی نظیر ریاست دانشگاه، قائم مقام، ریاست پژوهشکده، مدیر گروه و... داشتند وهمگی نیز کارهایشان به هم ربط داشت ولی از هیچ حاشیه کاری ـ غیر علمی ـ در طول مباحثات خبری نبود. از حاشیه های سیاسی نیز خبری نبود با اینکه این روزها ایام پایانی مذاکرات در وین بود. تنها روز سه شنبه که بیانیه توافق اعلام شد بعد از جلسه چند دقیقه ای درباره این رخداد گفتگو شد.

شش. دفاعیه

جلسات نقد تحلیل ها مانند جلسات دفاعیه بود. به عنوان نمونه در آخرین سه شنبه شب ماه رمضان تحلیل اختلاف الحدیث آقای مسعودی بحث شد. استاد صادقی اشکالش این بود که این بیان ناظر به تعارض است یا ناظر به مطلق اختلاف الحدیث. استاد رحمان ستایش هم اشکال را تکمیل وبحث را اصولی کرد... استاد مسعودی هم پاسخ  می داد. مستشکلان قانع نشدند. بحث به درازا کشید. استاد طباطبایی هم اشکالاتی را در بخش پایانی تحلیل که درباره «تخییر و احتیاط» بود مطرح کردند. این بحث نیز گسترده شد. آقای قاضی زاده هم تنور بحث را داغ تر کرد...آخر سر آقای طباطبایی گفت: «کفایت مذاکرات!!... قرار بود بحث شود که شد هر کدام از اشکالات را مستشکلان به جناب مسعودی ایمیل کنند تا ایشان اصلاح کنند...».

کاش دوربین بود و فیلمبرداری می شد تا دانشجویان و طلاب هم از نقادی و هم از پاسخگویی و هم اخلاق نقد ( هم دلی و هم راهی ونه مچ گیری) الگو می گرفتند.

هفت. به فعلیت رسیدن دانشها و دانسته ها

 هر کس که در زمینه ای مطالعه و پژوهش ویژه داشت، در این جلسات رو می شد. مثلا یکی خیلی بر علوم قرآنی اشراف داشت، دیگری رجال یا کلام یا فقه و اصول. یکی بیش از دیگران بر معنای احادیث شناختنامه واقف بود که کاشف به عمل آمد که پیشتر مترجم آن بوده است. یکی ضبط اسامی راویان و یا اسناد را به نیکی می دانست...گاهی هم حرفی تعجب بقیه را بر می انگیخت. مثلا یکی از اساتید فرمود رکعتی الفجر اصطلاح است برای نماز نافله صبح نه نماز صبح. وبعدهم که استبعاد بقیه را دید مطلب خود را از کلام شیخ طوسی اثبات کرد. یا اینکه کلمه روایت در احادیث اشعار به چه چیزی دارد؟ یا اینکه صاحب العسکر فقط برای امام هادی به کار برده شده نه امام های دیگر و.... تا بحث های تعادل و تراجیح اصول.

هشت. حذف روایات ابهام زا و فوق العاده مشکل دار

 متن برخی روایات، را حاج آقا می خواند و می گفت مقصود روایت به نظر شما چیست؟ هرکس چیزی می­گفت. حاج آقا بحث می کرد و نقض و ابرام می کرد. اگر فهم مقصود روایت ابهام آفرین بود ویا به گونه ای فهم بیرونی آن تبعات منفی داشت و با بیان و تحلیل هم قابل ارائه نبود، یا حذف می شد و در تحلیل های مستقل به آن ارجاع داده می شد ویا به کل حذف می شد. مثلا درباره تصور « أن يَعقِدَ  طَرَفَي شَعرَةٍ » و محال بودن آن کلی بحث شد. که آیا اساسا ابهام دارد یا خیر؟ یا نظیر تمثیل «وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّی يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياط» قرآن است!

نُه. توجه به شروح قدما

 بیش از بقیه خود حاج آقای ریشهری هر روز در صورت نیاز نظرات شارحین را بررسی می کردند وبعد به جلسه می آمدند. و آنگاه که بحث می شد می گفتند سید مرتضی چنین گفته یا شیخ طوسی چنین و چنان و همان در توضیح روایت بیاید. مثلا درباره معنای الکذب المفترع ، ملاصالح تبیین خوبی دارد اضافه شود.

دَه. پشتکار

زبان روزه و هوای بسیار گرم تابستان سبب نشده بود که اعضا از مطالعه و کار علمی کم بذارند. روز چهارشنبه 9 مقاله تحلیلی را دبیر محترم ارسال کرد و یک مقاله را استاد صادقی و یک اصلاحیه را استاد مسعودی. همه کم یا بیش تحلیل ها را خوانده بودند. حاج آقای ریشهری همه مقالات را خوانده بود و حاشیه هم زده بود. یکی یا دو تا حاشیه هم نه! من کنار دست ایشان بودم دیدم یکی از مقالات را افزون بر ده یا دوازده حاشیه زده اند. جالب این بود که همه اعضا اشتغالات دیگری هم داشتند. حاج آقا امور آستان حضرت عبدالعظیم و موسسه را کنترل می کردند. استاد مسعودی افزون بر اداره کارهای دانشگاه از طریق اتوماسیون(چارگون)، هر روز در رادیو معارف برنامه زنده داشتند. استاد صادقی هم به کارهای قوه قضائیه رسیدگی می کردند و حتی به صورت حضوری نیز به دادگستری و.. مشهد سرکشی می کردند. استاد رحمان ستایش نیز مطالعه چند رساله دکتری و ارشد را در کنار کارها عهده دار بودند و استاد طباطبایی نیز با قم و پژوهشکده تحت امرشان دائما ارتباط داشتند.

غیر از این کارها زیارت هم در برنامه همه اعضا وجود داشت، تا آنجا که من می دانم حاج آقا ساعت 9 تا 11 صبح، استاد طباطبایی و استاد صادقی شبها و استاد مسعودی هم عصرها. بیفزایید به این کارها، عبادات شب قدر و راه پیمایی روز قدس...

این ده نکته از باب « تِلْكَ‏ عَشَرَةٌ كامِلَة » گفته شد تا خوانندگان تا حدودی در جریان جلسات حدیثی قرار گیرند. اگرچه هرشب برای رسیدن به این جلسه باید چند کیلومتری را طی می کردم ولی به حق ارزش رفت و آمدش را داشت. به تعبیر پیامبر خدا که مجالس مومنان را باغ بهشت معرفی کرده اند(مستطرفات السرائر: 143/ 7) این مجلس نیز به گمانم چنین بود. شاید ذکر این روایت هم در پایان بی ارتباط نباشد:

امام صادق از فضیل پرسید: تَجلِسونَ و تُحَدِّثونَ؟ آيا با هم می‏نشينيد و گفتگو (یا حدیث نقل) می‏كنيد؟ عرض كرد: آری، فدايت شوم. امام فرمود: إنَّ تلكَ المَجالِسَ احِبُّها، من اين مجالس را دوست دارم. ای فضيل! راه ما را زنده نگه داريد. رحمت خدا بر آن كه امر ما را زنده بدارد. ای فضيل! هر كس ذكر ما بگويد يا در حضور او ذكر ما شود و از چشمش به اندازه پر مگسی اشك درآيد خداوند گناهان او را می‏بخشد اگر چه فزونتر از كف دريا باشد.(قرب الإسناد: 36/ 117).

حاشیه ها:

  1. غیر از اعضای جلسه هیچ کس دیگر در جلسه آمد و شد نداشت.
  2. پذیرایی با آب و چای و احیانا خربزه مشهدی وگاهی نیز هندوانه انجام می شد.
  3. پذیرایی کننده کسی نبود جز خود اعضای جلسه. دَم کردن چایی را در شبهای اول دکتر صادقی با تواضع ویژه اش عهده دار بود وبه هیچ وجه حاضر به واگذاری به غیر نداشت. به زحمت راضی اش کردم تا این مقام را به من واگذار کند. قبلا هم در سفرهایی شاهد خدمت رسانی های بسیجی وارش بوده ام.
  4. شستن ظروف چای و میوه هم هر شب یکی عهده دار می شد وبقیه نیز می خواستند به نوعی کمک کنند. تقریبا غالب افراد در کارها کمک می کردند. تواضع فضلاء خود دیدنی بود.
  5. تاخیر هم در جلسه معنا نداشت. در یک یا دو مورد که کسی به دلیلی تاخیر داشت حاج آقا می گفتند تماس بگیرید و ایشان را از شروع جلسه آگاه کنید.
  6. رفاقت و دوستی بین اعضای جلسه موج می زد. گویی هرجا که سخن از اهلبیت است، بوی خوش همدلی و یکرنگی فراگیر است.
  7. پاسخ گویی به تلفن همراه نیز بی معنا بود. به ندرت کسی پاسخ به تلفن می داد (قابل توجه بعضی از داشجویان که به راحتی برای پاسخگویی کلاس را ترک می کنند)
  8. همه با مطالعه در جلسه حاضر می شدند و کمتر کسی می گفت من این را نخوانده ام. مگر آنکه متن به دست وی نرسیده بود. همه نیز به ضرورتِ طلبه بودن «إن قُلت: یعنی اشکال» داشتند ولی بخشی را ضرورت نمی دانستند و نمی گفتند.
  9. جلسه در شب قدر و شب عید فطر و حتی شام عید فطر هم تعطیل نشد. اگر کسی تاریخ های جلسات امالی صدوق را ببیند متوجه می شود تعطیل ناپذیری جلسات حدیثی سیره دیرینه محدثان بوده است.
  10. یکشنبه شب حاج آقا با لبخند گفتند اگر تا صبح هم طول بکشد باید بشینیم و مباحث این کلاسورها را تمام کنیم. این حرف با شوخی های محترمانه حضار  ادامه پیدا کرد. ولی جدی جدی جلسه تمام نمی شد. سقف جلسه یازده و نیم بود. آن شب دوازده و نیم گذشته بود که با از حال رفتن برخی از اعضا و تمام شدن مباحث، جلسه پایان یافت.

وخلاصه در یک کلام رایحه خوش و دل انگیز طلبگی و علم آموزی در فضای این جلسات طنین انداز بود. این جلسات را رزق معنوی خود می دانم که برکت امام هشتم در مائده رمضانیه 94 نصیبم شد. خدا را سپاس .

نظرات

  1. مردانی 25 تیر 1394 - 22:34

    با سلام و احترام
    انصافا گزارش خواندنی و آموختنی بود و مخاطب را در حال و هوای آن "شبهای مبارک" قرار می داد...
    خوشا به سعادتان... و خوشا به حال ما که از چنین اساتید بزرگواری بهره مندیم
    ادام الله ظلهم و شکر الله مساعیهم

  2. طباطبایی 26 تیر 1394 - 10:31

    با سلام و تشکر از همت و ذوق آقامهدی عزیز و دوست داشتنی
    از گزارش زیبایتان لذت بردم.
    با وجود آن که چند سالی است جلسات رمضانیه مشهد آغاز شده و بحمدالله ثمرات خوبی هم داشته است، ولی تا کنون هیچ یادگاری، عکس و گزارشی از آن حتی برای اعضای شرکت کننده هم آماده نشده بود.
    ثمره حضور امسال شما، افزون بر تسهیل کار ، ثبت خاطراتی برای ما و آیندگان نیز بود.
    ماجور باشید.

  3. احمد غلامعلی 26 تیر 1394 - 13:19

    گزارش مفید و درس آموزی بود. احسنتم .

  4. محمد زندی دلگشا 26 تیر 1394 - 19:53

    سلام بر استاد بزرگوار
    متن شما را از ابتدا تا انتها همیشه می خوانم خیلی نثر زیبا و جذابی است. اگر چندین برابر هم بنویسید باز خواندن دارد.
    اصل موضوع بحث و محوای کلاسور ها را هم اشاره می کردید خیلی عالی بود. اگر چه از متن شما برداشت می کنم که بوی شرح کتاب کافی می آید!
    همیشه موفق باشید
    شاگرد شما
    محمد زندی دلگشا

  5. م ح مدنی 26 تیر 1394 - 20:33

    سلام
    مقدمه موفقیتهای بزرگ بهره برداری از زمان است. علاوه بر این، استفاده از فرصتهای ماه رمضان زیرکی خاصی است؛ چراکه هر یک لحظاتش هم برکت آمیز است.
    انشاالله آثار بابرکت و ارزشمندی هم از اینگونه مجالس سربرآورد

  6. نائینی 26 تیر 1394 - 21:39

    سلام و رحمه الله
    چقدر خوب است چنین کارها و جلسات باارزشی برای مردم و علاقه مندان منعکس شود.
    حاشیه ها برای بنده بسیار جذاب بود.
    تشکر فراوان از حضرتعالی.

  7. حیدرزاده 27 تیر 1394 - 05:46



    با سلام و ادب و احترام
    گزارش بسیار مفید، عالمانه و کاربردی بود. ان شاء الله بتوانیم مباحث کاربردی آن را به کار بندیم.
    خوشا به سعادت‌تون که انواع رزق‌های معنوی نصیب‌تان شد.
    زیارت قبول ـ برای ما هم دعا کنید.
    یا علی

  8. یحیی میرحسینی 27 تیر 1394 - 07:01

    باسلام و عرض ادب؛ خاطره ی بسیار شیرین و لذت بخش، و در عین حال درس آموزی بود. حضور آدمی دگراندیش با دانش های میان رشته ای و البته آشنا با مباحث علم الحدیث و مفاهیم الاهیاتی میتوانست بر غنای این جلسات بیافزاید. نیز به تناسب موضوع جلسات، افرادی با تخصص هایی چون روان شناسی، علوم اجتماعی، تاریخ و...

  9. سیدرضا 27 تیر 1394 - 10:43

    سلام وتشکر دلیل اصلی وجودفضای تواضع وبحث بدورازمچ گیری،انس اساتیداین مجموعه باروایات است یکی ازدانشجویان ورودی88

  10. امیرحسین 28 تیر 1394 - 10:15

    سلام
    استاد ممنون از نقل قول و گزارش کامل شما
    ای کاش در مورد دانشگاه و شرایط آن و نواقص و طرق بهبود آن هم از این جلسات شکل بگیرد.
    انشاالله هر روز شاهد اعتلای بیشتر دارالحدیث باشیم.

  11. محمد تقی سبحانی نیا 29 تیر 1394 - 04:49

    با سلام و تشکر از میرزا بنویس خوش قلم و خوش ذوق
    توصیف جلسات شبانه را به این گزارش بسنده نکنید. مبسوط بنویسی با گزارشهای تفصیلی و تصاویر بیشتر به عنوان یک سند در یک ویژه نامه همچون سفرنامه هایی که خودتان زحمت نگارشش را داشتید در تیراژ اندک تکثیر و نگهداری می کنیم.
    ضمنا با توچه به تداوم این جلسات در سالهای بعد انشاءالله بشود از جلسات گزارش تصویری نیز ثبت شود بسیار خوب است.
    سعیکم مشکور و زیاراتکم مقبول

  12. تقدیری 29 تیر 1394 - 13:15

    اقا مهدی غلامعلی سلام علیکم :اولا زیارت قبول بعد عید فطر مبارک قبلا گزارش اخویتان احمد اقا را در باره فرهنگ فرنگ خوانده بودم ظاهرا شما خوانوادگی استعداد گزارش نویسی روان وشیوا ودلنشین را دارید استفاده کردیم ممنون تقدیری

  13. دانشجو 29 تیر 1394 - 14:27

    با سلام و قبولی طاعات و عبادات و تبریک عید
    (کاش دوربین بود و فیلمبرداری می شد تا دانشجویان و طلاب هم از نقادی و هم از پاسخگویی و هم اخلاق نقد ( هم دلی و هم راهی ونه مچ گیری) الگو می گرفتند.)
    دقیقا کاش فیلمبرداری میشد تا امثال ما که توفیق شرکت در چنین جلساتی را نداریم، تا حدودی از برکات معنویش بهره میبردیم.

  14. عبدالله 29 تیر 1394 - 21:31

    خوب بود

  15. حسن کاشف العبارات 29 تیر 1394 - 21:41

    خوب شد اخوی مکرم ایشان نبودند وگرنه بایداز کرامات و مکاشفات ایشان هم پرده برداری می کردندپیشنهاد می شود سال آینده ایشان را هم به بهانه ایی بر این مائده بنشانند و بر خلق که از خٌلق ایشان آگاه نیستند معرفی نمایند

  16. حسن کاشف العبارات 29 تیر 1394 - 21:47

    این همه از چایی و خربزه مشهدی و کشف کرامات این قوم گفتی خوب بود لااقل یک حدیث هم نقل می کردی و قدری اظهار فضل می فرمودی ابن بطوطه از گلابی اصفهان گفته از تاریخ و جغرافی هم.به نظرم خربزه و چایی را با هم میل کرده ای و طب سنتی را پشیزی ارزش قائل نشده ای و به بیماری .... مبتلا شده ای عافاکم الله

  17. جوانمرد 30 تیر 1394 - 11:55

    سلام عليكم. زيارتتان قبول
    1ـ انصافا جاي اين نوع گزارش ها در كنار ياداداشت هاي بجا و زيباي «فرهنگ فرنگ» خالي بود. تشكر كه منعكس كرديد.
    2ـ ما مشتري سفرنامه هاي شما هستيم اما ثبت گزارش اين جلسات در ميان اعضا توسط رييس محترم مركز آموزشي الكترونيكي ارتباط جالبي داشت.
    3ـ من و تعدادي از دوستان دانشجو هم مشهد بوديم كاشكي با خبر بوديم و از حاج آقا عيدي مي گرفتيم!!
    4- چگونه است كه از عيد فطر مطلب گذاشته ايد در حالي كه تاريخ گزارش 25 تير است؟ بعدا اضافه شده؟

  18. مهدی غلامعلی 30 تیر 1394 - 12:42

    با سلام خدمت همه خوانندگان عزیر به ویژه بزرگوارانی که محبت نموده و کامنت گذاشته اند.
    از استاد عزیز و بزرگوارم جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج سید محمد کاظم طباطبایی که نزدیک به بیست سال است که خوشه چین دانش و اخلاق کریمانه اش هستم بی نهایت سپاسگزار شاگرد نوازی اش هستم
    از اخوی گرامی و دوستان عزیز جناب دکتر سبحانی نیا، جناب دکتر مردانی، دکتر میر حسینی، جناب مدنی، جناب حیدر زاده، جناب سید رضا، امیر حسین و جناب نائینی نیز تشکر می کنم.
    اما سئوال دوست قدیم جناب زندی، محتوای کلاسورها همان روایات مربوط به شناختنامه حدیث است. از قدیم در دارالحدیث شیوه در تنظیم احادیث کتابها پس از اخذ از نرم افزار قرار دادن در کلاسورها بود. چه اینکه جابجایی راجت تر و ... اما گاهی چون روایت از کافی بود بحث شرح آن می شد و ....
    جناب آقای دکتر میرحسینی، درباره استفاده از اساتید میان رشته ای شیوه شخص آقای ریشهری در موارد مربوطه همیشه همینگونه بوده است. اما در مباحث شبهای رمضان مطلبی میان رشته ای نداشتیم
    جناب حیدر زاده نایب الزیاره شما و تمام دوستان مرکز آموزشهای الکترونیکی بودم
    جناب آقای امیر حسین سلام علیکم. اگر چه حضرتعالی را بجا نمی آورم ولی خوب است بدانیدکه چنین جلساتی در دانشگاه و پژوهشگاه زیاد تشکیل می شود. اگرمورد خاصی است بفرمایید چنانچه اطلاع داشته باشم به عرض می رسانم.
    دوست بزرگوار جناب آقای دکتر سبحانی نیا، با تشکر از پیشنهاد شما. چیزی شبیه همین فرمایش شما یا قدری جامع تر را با جناب مسعودی مطرح ساختم... فرمایش متینی است. اگر ثبت نشود خبری از این تلاشها مستند نمی شود ..




  19. مهدی غلامعلی 30 تیر 1394 - 13:04

    جناب آقای تقدیری
    سلام علیکم. محبت فرمودید. اولا ما شاگرد اخوی هستیم و هیچگاه قلم ما مثل حاج احمد آقا نیست و خیلی فاصله دارد. ثانيا نوشته هایمان نیز به دلنشینی سخنان همیشه شیرین شما نیست. از لطفتان سپاسگزارم.
    سرکار خانم جوانمرد
    سلام عليكمز متن حاضر فکر کنم یک روز قبل عید فطر گذاشته شد. ولی برنامه در متن بالا برنامه ریزی انجام شده اعلام شد. البته واقعش شب عید جلسه مثل هرشب برگزار شد ولی جلسه شام عید به صبح عید بعد از نماز عید فطر منتقل شد.
    جناب کاشف العبارات
    سلام عليكم . اولا من هم تاسف می خوردم که اخوی نیستند. کاش ایشان هم حضور داشتند و هم بهره می بردند و هم بهره می رساندند. ثانیا روایت نقل کردن هم اظهار فضل نیست...اظهار ارادت به ذوات مقدس معصومین است ثالثا این سایت ویژه روایات و احادیث است رابعا اتفاقا در پایان متن روایت هم آورده ام

  20. نوري علي 30 تیر 1394 - 15:24

    جالب بود

  21. اصغر 30 تیر 1394 - 15:26

    سلام أقاي نو انىيش و متجدد... کاش در تلگرام هم می گذاشتی و سخنی دیگر که حضوری خواهم گفت...

  22. مجلسي 30 تیر 1394 - 15:29

    ممنون از مطلبی که فرستادید. استفاده کردم خداوند بر توفیقات شما و دیگر پژوهشگران دارالحدیث بیفزاید و به امثال بنده نیز توفیق خدمتگزاری دهد. التماس دعا

  23. خدامیان 30 تیر 1394 - 15:31

    بسیار عالی بود. ممنون و سپاسگزارم استاد

  24. حجت الله 30 تیر 1394 - 15:43

    سلام
    گزارش بسیار خوبی بود- هر چند طولانب بود اما موفق شدم تا آخرش رو بخونم

    ۱- خدا را شکر می کنم که توفیق نزدیک تر بودن به بزرگان و زحمت کشانی مثل اعضای محترم آن جلسه به بنده داد تا اگر شایسته باشم در جهت اهداف مقدسی که دارید به آن اندازه که مربوط به بنده و در توانم هست همراه باشم.
    ۲- ممنون که قابلم دانستید و این گزارش را برای بنده هم ارسال فرمودید
    ۳- چند غلط املایی کوچک (مثلا قابل توجه برخی داشجویان که برای پاسخگویی تلفن همراه کلاس را ترک می کنند) هم به چشم می خورد که البته در کنار زیبایی مطالب خیلی خودنمایی نمی کرد.
    ۴- ان شاءالله همواره شما و سایر اعضای محترم جلسه و سایر خدمتگذران قرآن و اهل بیت علیهم السلام موفق باشید.
    ۵- زیارت قبول و التماس دعا

  25. طلبه 30 تیر 1394 - 18:25

    سلام استاد
    از اینکه در ماه رمضان که غالبا حال کار و مطالعه وجود ندارد، می بینم بعضی از اساتید اینگونه به مباحث علمی اهتمام دارند هم تعجب می کنم و هم لازم است الگو بگیریم. ممنون. درسهای زیادی این گزارش داشت. شاید اگر اول ماه مبارک می دیدم گونه دیگری برنامه ریزی می کردم.

  26. مهدی غلامعلی 30 تیر 1394 - 18:34

    خواننده عزیز(طلبه)
    سلام علیکم
    حقیقت اینست که پیشرفت کنندگان همیشه کسانی هستند که از تعطیلات حوزه و اوقات فراغت بیشتر استفاده می کنند
    غیر از جنا آقای ریشهری که جدا پرکار و پرتلاش هستند، خود جناب استاد طباطبایی هم شب عید فطر فرمودند به طور متوسط من امسال در ماه رمضان روزانه حداقل 11 ساعت کار علمی می کردم.
    یا در میان اعضای جلسه می شناسم و می دانم که اوقات خوبی را برای عبادت می گذاشتند که چون راضی نیستند نام نمی برم. یکی از اعضای جلسه را می دانم که همیشه شبهای قدر صد رکعت نماز را می خواند. یا عزیز دیگری که مقید بود نماز هزار قل هو الله احد شب عید فطر را بخواند و...
    به هر حال الکی کسی در علم پیشرفت نمی کند. تلاش و پشت کار حرف اول را در پیشرفت می زند

  27. دانشجو 31 تیر 1394 - 05:21

    سلام. خداقوت. وقتی استادی به راحتی سر کلاس تلفن همراه جواب میده، دانشجو هم به همون راحتی کلاس رو برای پاسخ دادن تلفنش ترک میکنه.
    دوم اینکه: دین از سیاست جدا نیست؛ مباحث سیاسی با سیاسی کار بودن تفاوت داره. به نظرم ایرادی نیست اگر حتی یکساعت هم به مذاکرات اختصاص می دادید.
    سوم: چطور ساعت 12 و نیم از حال رفتند؟؟؟؟ مگه قرار نبود اگه لازم شد تا صبح بیدار باشند!!!! سیره محدثین پیشین هم همین بوده؟؟؟؟

  28. مهدی غلامعلی 31 تیر 1394 - 05:58

    سلام بر دانشجوی گرامی
    سلامت باشید.
    اول اينكه: با فرمایش شما موافقم. استاد نیز نباید احترام کلاس را با پاسخ به تلفن همراه نادیده بگیرد. واگر تلفن ضروری هم داشت شایسته است از دانشجویان اجازه بگیرد. ولی ما شاگردان بیشتر از اساتیدمان باید حرمت استاد و کلاس را حفظ کنیم ...از روایات استاد و شاگردی و مطالب منیة المرید چنین بر می آید.
    دوم اینکه: جدا نبودن دین از سیاست ربطی به پایبندی به نظم علمی ندارد. بسیار دیده شده است که در کلاسها یا مباحثات بحثی سیاسی بی ربط به مسایل کلاسی یا علمی پیش می آید و کل وقت کلاس را می گیرد.
    البته خارج از ساعت چنانچه آگاهی لازمه وجود داشته باشد خوب است. چنانچه در روز توافق نیز در پایان درس و بحث همین صحبتها مطرح شد.
    سوم هم اينكه : قرار اصلی در سقف جلسات یازده و نیم بود. وتا صبح را حاج آقا به شوخی بیان می کردند. چنانچه در بالا گذشت.وانگهی مباحث مربوط به کلاسورهای آن شب هم پایان یافته بود.سیره محدثین پیشین را هم در این زمینه نمی دانم!!

  29. سید مهدی حسینی 31 تیر 1394 - 19:59

    سلام علیکم
    احسنتم خدمت نوع و بکری بود در جهت نشر زحمات عالمان و کمال بهرمندی از عمر گرانمایه که می گذرد...ساعت پنچاه دقیقه بعد از نیمه شب دعایتان كردم. امیدوارم که به فضل الهی همیشه موفق به خیر باشی و همیشه چون گذشته موفق به دانش طلبی باشی. انشاءالله

  30. جوانمرد 31 تیر 1394 - 20:42

    خدا حاج آقاي فرحزاد را حفظ كند كه انس زيادي با احاديث دارد روايتي را در مدح زكريا بن آدم در برنامه سمت خدا بيان كرد كه خيلي عجيب بود از وقتي اين روايت را شنيدم خيلي دوست دارم با شخصيت اين راوي آشنا شوم و در مقبره شيخان با تأمل بيشتري ايشان را زيارت ميكنم. به جهت مطلب سقف زمان جلسات علمي در سيرۀ محدثين با كسب اجازه از استاد مناسب ديدم اين روايت را در اين جا بياورم.
    محمد بن قولويه قال حدثنا سعد عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن حمزة بن اليسع عن زكريا بن آدم قال دخلت على الرضا (ع) من أول الليل في حدثان موت أبي جرير فسألني عنه و ترحم عليه و لم يزل يحدثني و أحدثه حتى طلع الفجر فقام عليه السلام فصلى الفجر.( رجال كشي ج 1 ص 616)
    به قول آقاي فرحزاد طبق اين روایت امام به بستر خواب نرفته،نماز شب نخوانده نماز شب بر پیغمبر واجب است ولی بر امام واجب نیست حضرت قرآن نخواندند نمازمستحبي نخواندند.
    خوشا به حال زكريا بن آدم. (البته قابل توجه كامنت دانشجو ظاهرا ماه مبارك رمضان نبوده و جناب زكريا دغدغه سحري نداشته اند!!)
    اصل بحث درباره دوستي با همنشين خوب و اهميت ملاقات مؤمن بود.
    استاد يك سؤال سندي هم داشتم كه بعدا از خدمتتان مي پرسم.

  31. مهدی غلامعلی 01 مرداد 1394 - 05:27

    دوست عزیز جناب آقای سید مهدی حسینی
    سلام علیکم
    دعاهای خیر شما و محبتهایتان همیشه شامل حال ما بوده است. از اینکه نیمه شب وقت ارزشمندتان را برای این مسودات گذاشتید وفراتر از آن برای این حقیر دعا کردید سپاسگزارم. با اجازه شما قدری عبارتتان را تغییر دادم. واقعش خودم را مشمول آن همه لطف عبارتیتان نمی دانم. یا حق
    سرکار خانم جوانمرد
    سلام علیکم
    با اینکه روایات مربوط به امام رضا و عیون اخبار الرضا را از اول تا آخر خوانده ام ولی این روایت زیبا را ندیده بودم. کاش قبل از تالیف امام رضا و زندگی این روایت را می دیدم.
    از زاویه دیگر هم می توان به این روایت نظر کرد. کلا ائمه و به ویژه امام رضا بسیار پر کار بوده اند.در روایت دیگری داریم که امام رضا در ماه مبارک رمضان صبح پس از نماز صبح می رفتند سر کار و هنگام افطار به خانه باز می گشتند.(الارشاد ج2 ص255، امام رضا و زندگی ص 52).
    به هرتقدیر سپاسگزارم

  32. فرهمندیان 01 مرداد 1394 - 05:48

    سلام
    گزارش حضرتعالی را خواندم. خداوند به شما و سایر اساتید خیر دهد که برای اسلام و شیعه زحمت می کشید

  33. سیدحمیدموسوی 02 مرداد 1394 - 08:47

    به نام مهربان خدای بی همتا.
    عرض سلام، ادب و احترام خدمت استاد عزیز جناب آقای دکتر غلامعلی و همینطور سایر اساتید بزرگوار و فاضل.
    متن گزارش حضرتعالی حاوی نکات آموزنده و سودمندی در جهت منش و روش بزرگان در بررسی مسائل علمی و به ویژه حدیثی بود.به واقع حضرات محترم حاضر در جلسه عینا به فرمایش مولایمان علی علیه السلام قیام کردند که فرمود:
    اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ؛(نهج البلاغه،حکمت 98).
    در مجموع بسیار عالی بود و توفیق هر چه بیشتر شما و سایر اساتید بزرگوار را از درگاه احدیت خواستارم.امیدوارم در آینده در صورت امکان شرح تفصیلی این جلسات به همراه صوت و فیلم منتشر شود تا هم به عنوان سندی علمی و هم شاخصه ای شکلی،هدایتگر راه روشن دانش پژوهان و اساتید محترم قرار گیرد.و من الله التوفیق.

  34. احمدیان 05 مرداد 1394 - 03:34

    چگونه است که فاضلان محترم ده روز وقت را در مشهد و نیز پس از آن صرف نقد و بررسی آثار پیش از چاپ می کنند اما پس از چاپ با این همه ایراد مواجهیم؟ آیا فضل آقایان زیر سوال نمی رود؟

  35. محقق 05 مرداد 1394 - 03:44

    سلام متشکرم خیلی استفاده بردم که هرچند اندک ولی ایامی چند توفیق شاگردی اساتید ارجمندی چون شما را داشته ام

  36. مهدی غلامعلی 05 مرداد 1394 - 03:50

    جناب احمدیان
    سلام علیکم
    حقیقت این است که ایرادهای محتوایی به آثار دارالحدیث به نسبت دیگر آثار همسو بسیار کمتر است. نمی دانم این همه ایراد منظورتان در ظاهر آثار است یا محتوا. اگر محتوا منظور باشد که شایسته است موردی بیان شود.
    در امور ساختاری نیز دقت زیاد میشود. منصفانه نگاه کنیم در هر دو جهت اشکالات آثار دارالحدیث بیشمار نیست. کار خوب کاری نیست که اصلا اشکال نداشته باشد بلکه کاری است که اشکالاتش شمردنی باشد

  37. hosseini 05 مرداد 1394 - 05:32

    باسلام و خسته نباشید
    سایتی است بنام گفتگو با زرتشتیان (http://www.raherasti.ir/) در آنجا بعضی مطالب با عنوان «استخریه» دارد و نویسنده، آنچه در استخر شنیده می نویسد و حتی استخریه ای به جنابعالی اختصاص داشت
    آیا عنوان «رمضانیه» را از «استخریه» در آن سایت گرفتید؟

  38. ملا لغتی 05 مرداد 1394 - 06:40

    پیشخان صحیح است نه پیشخوان.

  39. مهدی کامل 05 مرداد 1394 - 20:49

    بسم الله
    بسیار خوب بود. از اینکه می بینم شما اساتید حتی در ایام مرخصی و تفریحتان نیز اینگونه درگیر علم حدیث هستید الگو می گیرم

  40. ملا لغتی 06 مرداد 1394 - 09:04

    پیشخوانی در رثای پیشخان

    تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۰


    خبرگزاری کتاب ایران:

    حامد هاتف
    «پیرمرد مشتری‌نما، سارق پیشخوان بانک‌ها»، «پيشخوان فرهنگ»، «قسمت پیشخوان در کابینت‌ها – یکی از نکاتی که در طراحی دکوراسیون نقش اساسی بازی می‌کند پیشخوان یا سطح روی کابینت‌های آشپزخانه‌ها ست ... »، «"تاریخ فرش" روی پیشخوان پهن شد»، «تبدیل پيشخوان به ميزكار»، «ايران؛ پيشتاز فرهنگ، با پيشخوان خالی فرهنگی»، «حراج استثنایی ویترین به همراه پیشخوان»، «پیتزا پیشخوان»، «پیشخوان: فراخوان چهارمین دوره جایزه ادبی والس(از یک سایت تخصصی ادبی)». این‌ها نمونه‌هایی از کاربرد لفظ «پیش‌خوان» در شماری از نشریات و سایت‌های مختلف هستند. این نوشته کوتاه، اگرچه تکرار مکرر و زحمت اضافه است برای خواننده‌اش،اما جست‌وجویی دوباره است در پی پاسخ این پرسش که «پیشخان یا پیشخوان»؟

    یافتن پاسخ درست برای این که به کدام یک از این دو صورت باید بنویسیم، بسیار ساده است. فرهنگ معین، فرهنگ دهخدا و فرهنگ سخن سه فرهنگ لغت همیشه در دسترس هستند. جز فرهنگ دهخدا که هر دو صورت را برای افاده معنایی که ما در نظر داریم درست دانسته(البته احتمالا به تساهل)، هم معین و هم سخن تنها صورت «پیشخان» را صحیح می‌دانند.

    ما «پیشخوان» نوشتن دوستان‌مان را در این شمار زیاد سایت‌های تخصصی و نشریات گردن‌کلفت ادبی و فلسفی، می‌گذاریم به حساب «غلط رایج»؛ و این که احتمالا تا حالا اصلا به فکرشان نرسیده ممکن است در حال «اشائه مکرر غلط» باشند؛ و این غلط مکررشان، کار را به جایی می‌رساند که برای خبرهای گروه ادب و هنر خبرگزاری کتاب ایران، کامنت می‌گذارند مخاطبان عزیز(که البته بابت توجه‌شان به خبرهای ما به‌شدت دست‌بوسیم)، که آقاجان، چرا غلط می‌نویسی؟ پیشخوان درست است نه پیشخان!

    پیدا کردن پاسخ از این هم ساده‌تر است. یک سرچ اینترنتی در گوگل که دیگر زحمت فرهنگ یک منی بلند کردن را هم به دست مبارک نمی‌دهد. سرچ کنید «پیشخان یا پیشخوان». در صفحه دوم لینک‌های گوگل به این مطلب می‌رسید: «پیشخوان و پیشخان» از وبلاگ «چند خطی از یک معلم زبان فارسی!!!» که دربر گیرنده یادداشت‌های خانمی است به نام حمیرا بهادرانی. جواب‌تان را می‌گیرید: پیشخان باید نوشت نه پیشخوان. و این خانم هم به سایت‌های مختلف نظر داشته وقتی نوشته است: «البته اگر گوگل را چک کنیم به نظر می‌رسد که بیش‌ترمردم مثل من به فرهنگ معین سر نزده‌اند یا شاید هم این فرهنگ به مردم سر نزده است!». بله.

    حالا اجازه دهید چند خطی روضه بخوانم. دوستان، غلط مصطلح چیز بدی است. من می‌خواهم در مذمت همه غلط‌های مصطلح روضه بخوانم(در واقع «پیش‌روضه» – دلیلش را می‌گویم). چند نمونه‌اش را برای‌تان می‌نویسم این‌جا، که از تجربه دبیری یک گروه ادبی – هنری در یک خبرگزاری تخصصی(که عالی‌جناب خبرگزاری کتاب ایران باشد) ناشی شده. در این مدت با دوستان دیگر خبرگزاری‌ها و نشریات و خبرهای‌شان هم کم محشور نبوده‌ایم به رحمت و مرحمت پروردگار.

    عرض به حضور – از غلط ‌های مصطلح یکی همین «پیشخوان» نوشتن است به جای «پیشخان»، دیگری استفاده‌های نابه‌جا از نقطه‌ویرگول به جای ویرگول و برعکس، دیگری استفاده نکردن از نیم‌فاصله(این دو تا به شدت اعصاب‌خرد کن‌اند و اصلاح‌شان وقت‌گیر)، دیگری فعل «پیشنهاد داد» به جای «پیشنهاد کرد»، دیگری «می‌باشد» به جای «است»، دیگری «است» به جای «هست»، دیگری «نمود» به جای «کرد(و البته سایر صیغه‌های صرفی مربوطه/ و البته همین «صیغه‌های موبوطه» غلط است چون صفت و موصوف در زبان فارسی در ذکور و اناث پیروی ِ هم نمی‌کنند. موصوف هر چه باشد، حتی مونث در زبان عربی، صفت حرف خودش را باید بزند همیشه: مرد باشد/ مذکر باشد. مثلا باید بگوییم صیغه مصطلح؛ نه صیغه مصطلحه)، دیگری «تصفیه حساب» به جای «تسویه حساب»، و به جان شما این‌ها زیادند؛ زیاد. کم‌کم ادامه بدهم اگر حضور ذهن داشته باشم باید همه متن کتاب مقدس ویراستاران را که «غلط ننویسیم» حضرت استادی ابوالحسن نجفی باشد این‌جا به سمع و نظر برسانم.

    باباجان، یک چیز وقتی «می‌باشد» که خیلی باشد. یک چغکی یک گوشه نشسته برای خودش که لزوما «نمی‌باشد»، صرفا «هست»؛ یا «است»؛ حالا فیل بود یک چیزی.

    در مذمت غلط مصطلح بگویم. بعد آن که «غلط ننویسیم» جناب نجفی درآمد، جناب استادی محمدرضای باطنی مقاله‌ای منتشر کردند در مجله «آدینه»ی آن سال‌ها؛ با عنوانی در مایه‌های «لطفا اجازه دهید غلط بنویسیم». باور کنید بنده خاک پای هر دو استادم. تقصیر این دو استاد است که با هم مخالفت می‌کنند. بنده هرگز علاقه‌ای به مخالفت با هیچ استادی نداشته‌ام – تا چه رسد به بزرگی چون محمدرضا باطنی. ولی وقتی دو بزرگ با هم مخالفت کنند، ریزه‌هایی چون من باید ناگزیر به یک طرف بروند؛ و من این طرفی آمدم. اما در مذمت غلط مصطلح. و الگو بگیرم از آغازین بخش‌های «تذکرة الاولیا»ی عطارخان نیشابوری و آخرش بزنم به ترکستان خودم:

    آن خشکانندگان ریشه‌های روانی، آن غلط‌های زیرزبانی، آن فریدان عالم غلط، آن خورندگان غاز و قو و بط(یعنی مرغابی)، آن خزندگان به عالم فارسی، آن خیزندگان ْ خبط‌های عاصی(قافیه غلط است)، درندگان نحو و صرف و صوت، کنندگان توطئه‌‌ی موت، گرد مرگ پاشان به روی هر چه هست، خارجیان ِ شوم ِ غش‌پرست، خشکانندگان روح زبانی، ارواح پلید آبی و نانی، هر دم از هر جا برخیزنده، جان گوینده را کرده بنده، نمونه‌‌های بدتر از گرته‌برداری، بدتر از لغت‌های آن ور گاری، گاری ِ فارسی را کج کرده، فکل زبان‌مان را مج کرده، گیج و گول از هر آن کجا که شود، خیز آرنده بر سریر صمد، وای تا بشنوند منبر من، می‌رمند از یسار دلبر من، دلبرم فارسی ِ عالی‌جاه، ای تو ما را همه پناه و سپاه، دست بد دور باد از تن تو، غلط مصطلح به دامن تو، تدسیه(آلوده) کرده‌اندت این اغلاط، تزکیه کن مرا چراغ صفات!، وای اگر این غلط مدام شود، اسپ جان تو را لگام شود، وای اگر این زبان خراب شود، جان تو ذره ذره آب شود، وای اگر مصطلح شوند اغلات(همان «اغلاط» است که غلط نوشته شود)، فارسی‌مان تهی شود ز صفات، انحرافی ست بدعتی ست عظیم، «پیشخوان» گفتن سرشت لئیم، «پیشخان» بایدت بگویی، جان!، فکر «خواندن» مکن در این میدان، پیشخان پیش ِ خانه است مگر، هی مگو «پیشخوان» مشو منتر(«منتر» به معنای بازیچه و مورد تمسخر، و معطل)، فکر کن یک دم ای مخ آکبند، ای جوان نشسته توی سمند، انحرافی ست بدعتی ست عظیم، پیشخوان گفتن سرشت لئیم.

    عرض به حضور، بنده حالا با این خرده‌فرمایش‌های این بالا، به واقع «پیشخوان»م. چه‌طور؟ چون پیشخوان اصلا یعنی پامنبری، آدمی بوده که پیش از روضه‌ اصلی چند خطی چیزی می‌خوانده تا مجلس را گرم کند. در لغت‌نامه‌ها نوشته‌اند این را. مثلا ظهوری از شاعران قرن یازدهم(که در هند زندگی می‌کرده در دربار ابراهیم عادل‌شاه والی بیجارپور؛ و سبک هندی می‌گفته) بیتی دارد: در خلاصم رستمی‌ها کرد عشق/ پیشخوان قصه من بیژن است(نقل از دهخدا). ولی پیشخان، در واقع پیش خانه است همان‌طور که در عرایض بالام عرضه شد. نمی‌فهمم چطور ممکن است فردی برای پیشخان آشپزخانه از واژه «پیشخوان» استفاده کند؟ حالا عذر تقصیر آن‌ها که برای کتاب‌فروشی مثلا می‌نویسند «پیشخوان» تا حدی موجه‌تر است. بندگان خدا فکر می‌کنند ربطی به خواندن دارد دیگر. ولی آخر «پیشخوان آشپزخانه» چه صیغه‌ای است دیگر؟ صیغه «مصطلحه‌» باشد گویا. و بیچاره «تاریخ فرش»ی که روی «پیشخوان» پهن شود.

  41. مهدی غلامعلی 06 مرداد 1394 - 10:54

    جناب حسینی
    هر گردی که گردو نیست. رمضانیه اصطلاح ویژه ای نیست و ربطی هم به استخریه دوست عزیزم جناب فاطمی ندارد.
    جناب مهدی کامل
    از اینکه از مشتری های همیشگی سایت و نوشته های حقیر هستید سپاسگزارم
    جناب ملا لغتی
    از تذکرتان متشکرم
    کاش متن طولانی استاد هاتف را تلخیص می کردید یا آدرس می دادید. اما چون نکات زیبایی داشت آورده ام

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات